دارو های ضد درد مخدر را میتوان به چندین گروه به صورت زیر تقسیم کرد:
آلکالوئیدهایی که به طور طبیعی موجودند و ترکیبات تریاکی نیمه صناعی
مرفین
کدئین (متیل مرفین)
اکسی مورفون
متیل دی هیدروموفینون (متوپون)
هیدروکودون (دی کودید)
هروئین (دی استیل مرفین)
مپریدین و فنیل پیپریدینهای مشابه
مپریدین (دمرول)
آلفا پرودین (نیز نتیل)
آنیلردین (لریتین)
پیمی نودین (آلوودین)
دی فنوکسی لات (در لوموتیل)
متادون و داروهای مشابه
متادون
پروپوکسی فن (دارون)
بنزومورفان ها (آگونیستها و آنتاگونیستهای نسبی)
فنازوسین (پیری نادول)
پنتازوسین (تالوین)
مشتفات مورفینان
لورفانون (لو- دروموران)
دکسترومتورفان
بوتورفانول
آنتاگونیستهای نارکوتیک (ترکیبات استخلافی آلیلی)
نالورفین (نالین)
لوالورفان (لورفان)
نالوکسون (نارکان)
مطالعات فارماکولوژیک، یک شباهت اساسی را در بین ضد درد های اعتیادآور نشان میدهند همه آنها در مقابله با درد شدید نیرومند هستند، همه میتوانند در شخص معتاد به جای یکدیگر به کار روند (اگر چه نسبت به همه آنها تحمل زیادی ایجاد خواهد شد)، و اثر همه آنها توسط داروهایی از قبیل نالورفین یا لوالورفان خنثی میگردد. با درنظر گرفتن حقایق فوق میتوان انتظار داشت که مقداری شباهت شیمیایی اساسی در این گروهها موجود باشد و در حقیقت بررسی فرمول همه این داروها وجود یک نیمه فرمول مشترک، گاما- فنیل - ا ن- متیل- پی پریدین را نشان میدهد. شکل صندلی ماند پیپریدین حدساً نمونه واقعی آن است، که درای خطوط سنگین نشانه بیرون نشانه بیرون آمدگی از صفحه کاغذ میباشد. رادیکال غالباً خیلی حجیم است.
ترکیبات تریاکی طبیعی و مشتقات نیمه صناعی
مرفین
مرفین، که سالهاست به طرز وسیعی مصرف شده است، همچنان مهمترین داروی ضددرد مخدر (ناروکوتیک) است فارماکولوژی آن قدری مفصل مورد بحث قرار خواهند گرفت، و به عنوان معیار جهت مقایسه سایر داروهای مخدر در نظر گرفته میشود.
شیمی
مرفین آلکالوئدی است که از تریاک به دست میآید، و خود تریاک از شیره خشک شده گیاه خشخاش پاپاورسومنیفروم به دست میآید. در تریاک آلکالوئیدهای گوناگون بسیاری وجود دارد که به دو طبقه تقسیم میشوند: آلکالوئیدهای فنانترن و ترکیبات بنزیل ایزوکینولین. از گروه دومتنها پاپاورین و نوس کاپین است که دارای اهمیت طبی به عنوان ضد اسپاسم و گشاد کننده عروقی است. این دوماده، دارای اثر ضد درد نیست. نوس کاپین در سرفه مصرف میشود.
مرفین و کدئین تنها مخدر مهم هستند که از گروه فنانترنی آلکالوئیدهای تریاک به دست میآیند. تریاک حاوی 10 درصد مرفین و 5/0 دصد کدئین است. کدئین در طب از مرفین به روش تجاری ساخته میشود.
مرفین، آلکالوئید اصلی تریاک، درسال 1803 توسط سرتورنر جدا شد ولی تا سال 1952 به طور کامل سنتز نشده بود. سنتز آن ساختمان پیشنهاد شده، توسط گولند و روبینسون در 1925 را ثابت کرد.
دو گروه هیدروکسیلی یکی فنولی و دیگری الکی، اهمیت زیادی دارند، زیرا بعضی مشتقات طبیعی مرفین توسط تغییرات ساده یکی یا هر دوی این گونهها به دست میآیند. مثلاً، کدئین، متیل مرفین است که استخلاف در گروههای هیدروکسیل تهیه میشوند، ترکیب متصاد (آنتی دوتی) ثعنی نالورفین توسط جانشین نمودن ریشه آلین به جای گروه متیل روی نیتروژن به دست میآید.
سولفات مرفین متداولترین ملح آن است که به کار میرود. به صورت آمپولهای 1 میلی لیتر یا به صورت قرصهایی با اندازههای متفاوت جهت تهیه محلول قابل تزریقی موجود است. همچنین به صورت آمپولهایی با اندازههای بزرگتر نیز عرضه میشود. یک آمپول یک دوز نیست مقدار مصرف (دوزاژ) زیر جلدی از 8 تا 15 میلیگرم است.
اثر ضد درد و سایر اثرات آن بر دستگاه عصبی مرکزی
هنگامی که مرفین، از راه زیرجلدی بر یک شخص طبیعی، به مقدار 10 تا 15 میلیگرم به کار میرود. موجب خواب آلودگی، آفوری (حالت سرخوشی) در بعضی و اضطراب و تهوع در سایرین میشود.
شخص ممکن است به خواب رود، تنفس کند شود، و مردمکها تنگ شوند. در بیماران دچار درد کمتر، دیسفوری مشاهده میشود. حداقل دو عامل در تسکین درد، توسط مرفین دخالت دارند. دارو آستانه دارد را بالا میبرد و واکنش شخص نسبت به تجربه دردناک را تغییر میدهد.
مقدار اپتیمال مرفین در شخص بالغ متوسط 8 تا 15 میلگرم است. این مقدار، آستانه را برای درک درد 60 تا 70 درصد بالا میبرد. نشان داده شده است که 10 میلگرم مرفین، در حداقل 90 درصد بیماران دارای درد متوسط پس از عمل، موجب تسکین میگردد. در موارد شدید پس از عمل این میزان به 70 درصد تنزل مییابد. یک دوز 15 میلیگرم ممکن است آن را به 80 درصد افزایش دهد. جالب توجه اینکه تجویز پلاسبو موجب تسکین 30 درصد بیماران میشود و مرفین از طریق خوراکی فقط در 40 درصد بیماران مؤثر است.
تنفس
مرکز تنقس توسط مرفین به طور قابل ملاحظهای تضعیف میگردد و در مسمومیت با مرفین، علت مرگ، توقف تنقس است. مقادیر درمانی مرفین موجب مقداری کاهش در حجم دقیقهای تنقس و کاهش پاسخ به استنشاق دیاکسید کربن میگردد بدون اینکه تغییری در تعداد دفعات تنقس در دقیقه ایجاد کند. مقادیر زیاد، دفعات تنفس در دقیقه را نیز کاهش میدهد و احتباس دیاکسید شدید میشود. زمان شروع تضعیف تنفس به دنبال تزریق مرفین بستگی به روش مصرف دارد. حداکثر تضعیف تنفس، ظرف 5 دققه پس از تزریق داخل وریدی رخ میدهد، در حالی که اگر دارو از راه عضلانی به کار رود، 60 دقیقه یا بیشتر وقت لازم است. همان طوری که نسبت به اثراث ضد دردی و سرخوشی آور مرفین تحمل ایجاد میشود، مرکز تنفس هم در مقابل آن تحمل پیدا میکند. این امر نشان میدهد که چرا شخص معتاد، نسبت به مقادیر کشنده مرفین، مقاومت نشان میدهد.
احتباس دیاکسید کربن، علت احتمالی گشادی عروق مغزی و افزایش فشار داخل جمجمه به دنبال مصرف مرفین است.
مرفین ممکن استرفلکسهای یک سیناپسی (مونوسیپناپتیک) را تشدید کند، در حالی که رفلکسهای چند نرونی را تضعیف میکند. توسط ویکلر نشان داده شده که تکانهای زانو و قوزک پا در گربهای که قطع عرضی نخاع شده، تشدید شدند یا تغییری نکردند، در حالی که رفلکسهای فلکسور (تا کننده) و باز کننده متقاطع تضعیف شدند.
تحریک (اکسیتاسیون)
مرفین ممکن است، در واقع، در بعضی افراد و انواع حیوانات محرک باشد. بعضی بیماران به دنبال تزبق مرفین ممکن است به حالت تهوع و استفراغ دچار شوند و ممکن است حتی به حالت دلیریوم دچار شوند. همین طور گربهها و اسبها توسط مرفین تحریک میشوند.
تحریک شدید گربهها توسط مرفین پس از برداشتن قشر مغز هنوز وجود دارد و برای جلوگیری از آن نیاز به ایجاد ضایعات در هیپوتالاموس است.
استفراغ
اثر استفراغآور مرفین ممکن است ناشی از اثر دارو برگیرندههای شیمیایی موجود در منطقه ماشهای (تریگرزون) بصل النخاع باشد. جالب توجه اینکه، آپومرفین، که از تغییر شیمیایی عمیق مرفین به دست میآید، قویترین محرک گیرنده شیمیایی منطقه ماشهای در بعضی از انواع مسمومیتها است.
اثرات متفرقه
سایر اثرات مرفین عبارتنداز: اثرات آن روی مردمک، و اثرات گوارشی، صفراوی، قلبی- عروقی، برنشی، ضدادراری (آنتی دیورتیک) و متابولیک.
اثر برمردمکها
مردمکها توسط مرفین تنگ میشوند. آتروپین با این عمل مقابله مینماید. تنگی مردمک نتیجه عمل دارو بر دستگاه عصبی مرکزی است. معتادین نسبت به عمل تنگ کننده مردمکی مرقین تحمل پیدا نمیکنند و در طول قطع مرفین، مردمکشان بسیار گشاد میشود. حیواناتی که توسط مرفین تحریک میشوند، گشادی مردمک را نشان میدهند.
اثر گوارشی
مرفین اثر پیوستزای زیادی دارد و ترکیبات تریاکی در رفع اسهال داروهای سریع الاثری هستند.
به طور کلی، مرفین تمایل به افزایش تونوس عضلات صاف رودهای دارد و حرکات پیشبرنده را کاهش میدهد. مرفین موجب تأخیر تخلیه معدی میشود و این عمل را از طریق کاهش حرکت معده و انقباض پیلور و شاید دوازده انجام میدهد. آتروپین به طور نسبی با این اثر اسپاسم دهنده (اسپاسموژنیک) مرفین مقابله میکند.
اثر پیوستزای مرفین ممکن است ناشی از عوامل چندی باشد. مهمترین عوامل عبارتند از:
افزایش تونوس و کاهش فعالیت پیش برنده سرتاسر لوله گوارش
نارسایی در دریافت تحریکات حسی لازم جهت تحریکات رفلکس اجابت مزاج. ظاهراً اثر ضد اسهال مرفین مربوط به گیرنده های تریاک- مانند رد سیستم عصبی روده است.
اثر بر راههای صفراوی
مرفین فشار داخل مجاری صفراوی را در نتیجه انقباض عضلات صاف راههای صفراوی، افزایش میدهد. اثر تسکینی آن در چنین شرایطی باید ناشی از اثر ضد درد مرکزی آن باشد. آتروپین ممکن است در رفع اسپام شدید راههای صفراوی ناشی از مرفین، مؤثر نباشد.
اثرات قلبی - عروقی
مرفین مقاومت شریانی و تونوس وریدی را کاهش میدهد. این اثرات در کم کردن کار بطنی، احتقان ریوی و ادم سودمند هستند. اثرات همودینامیک ممکن است بیش از حد باشد، به طوری که منجر به کمی فشار خون قابل ملاحظهای که وضعیتی است، گردد، اثر پایین آورنده فشارخون، ناشی از تزریق داخل وریدی مرفین. توسط آتروپین کاهش مییابد ولی به کلی از بین نمیرود.
در بعضی از انواع حیوانی، آزاد شدن هیستامین به دنبال مصرف مرفین وریدی نشان داده شده است. هیستامین ممکن است به واکنشهای هیپوتانسیو شدید کمک نماید. در شوک هموراژیک اثرات همودینامیک مرفین نامطلوب است.
اثر برعضلات صاف برنش
عضله صاف برنشی توسط مرفین منقبض میشود. چون به دنبال تزریق مرفین در بیماران آسمی مرگ رخ داده است، بسیار از محققین، این اثر نامطلوب را به اثر تنگکننده برونشی مرفین نسبت میدهند. به هر حال ، کاملاً امکان دارد این واکنش بیمار آسمی مربوط به عمل مضعف مرفین بر پاسخ مرکز تنفسی به دیاکسید کربن باشد. بر اساس این نظر ممکن است علت مرگ، نارکوز دی اکسید کربن باشد نه تنگ شدن برنش. به هر حال این مسئله هنوز حل نشده است.
اثر بر دستگاه ادراری - تناسلی
عضله صاف راههای ادراری تناسلی تحت تأثیر مرفین قرار میگیرند. داروی مخدر تمایل دارد جالب و عضله عانهای - مثانهای را منقبض کند و موجب افزایش تونوس اسفنکتر مثانه گردد. آتروپین تمایل دارد اسپاسم جالب ناشی از مرفین را رفع نماید. مرفین، علیرغم اثرش بر عضله صاف، اغلب برای تسکین کولیک جالبی مصرف میگردد، که تأثیر آن باید نتیجه عمل ضد درد آن باشد.
احتباس ادرار، به دنبال مصرف مرفین، ناشی از اشکال در عمل ادرار کردن و کاهش دریافت تحریک، جهت رفلکس ادرار کردن است. مرفین همچنین یک داروی ضد ادرار است که موجب آزادشدن هورمون آنتی دیورتیک میشود و اثرات همودینامیک آن نیز به این ضد ادراریش کمک میکند.
انقباض رحمی در حین زایمان، با مقدار درمانی مرفین، تغییر قابل توجهی نمیکند، گر چه ممکن است تا حدی آهسته شود.
اثر متابولیک
یک اثر متابولیک مرفین، مقداری کاهش در مصرف اکسیژن کل است، که احتمالاً ناشی از کاهش فعالیت و تونوس عضلانی است. افزایش قند خون با شدتهای متفاوت پس از تزریق مرفین مشاهده شده است. عموماً معتقدند که این امر نتیجه افزایش فعالیت سمپاتیک است، زیرا قطع کامل سمپاتیک از افزایش قند خون جلوگیری میکند.
متابولیسم
مرفین به راحتی از محل تزریق زیرجلدی یا عضلانی جذب میگردد. تخمین زده شده است که 60 درصد مرفین زیرحجلدی در 30 دقیقه اول جذب میشود. جذب به شدت، تحت تأثیر گردش خون زیر جلدی است. به هر حال جذب آن از لوله گوارش کند است و دارو از این راه تجویز نمیگردد (زیرا در اولین مرحله عبور از کبد بمقدار زیادی متابولیزه میشود و لذا تجویز غیرخوراکی آن ارحج است. مرفین از خون به تمام بافتها منتقل میشود. نیمه عمر آن 3 ساعت است و زمان بیدردری مؤثر 5-4 ساعت است).
در حدود 90 درصد از مقدار مصرف شده به صورت کنژوگه در ادرار ظاهر میشود و در صد کمی هم در مدفوع یافت میشود. دفع صفراوی ممکن است علت وجود مرفین باشد. نشان داده شده است که یک آنزیم میکرورومی در کبد میتواند مرفین را گلوکورونیده کند. درصد کمی از از مرفین تجویز شده در کبد، اندمتیله میشود و به نور مرفین تبدیل میشود.
تحمل
یک خصوصیت چشمگیر فارماکولوژی مرفین و داروهای مشابه آن ایجاد تحمل تدریجی نسبت به بعضی اثرات آن است.
اگر به بیماری که مبتلا به بیمار مزمنی است 10 تا15 میلیگرم مرفین سولفات، از راه زیرجلدی دو بار در روز، داده شود، اغلب مشاهده میشود که پس از یک هفته یا کمتر یا بیشتر دیگر آنقدر که در آغاز از درد تسکین مییافت. تسکین نخواهد یافت. مقدار دارو باید به تدریج افزایش یابد. این تحمل نه تنها نسبت به اثرات منقبض کننده مردمکی و گوارشی مرفین یا نسبت به اثرات مضعف تنفی مرفین هم صورت میپذیرد. از سوی دیگر نسبت به اثرات منقبض کننده مردمکی و گوارشی مرفین یا نسبت به اثرات تحریک کننده دارو هیچ تحملی ایجاد نمیشود. تحمل به اثرات ضد درد آن ممکن است سریعتر از تحمل به اثرات دپرسیون تنفسی ظاهر شود. لذا در مصرف مرفین در دردهای مزمن ایجاد تولرانس یک فاکتور محدود کننده میباشد.