س- استراتژی،اهداف و اولویتهای فرهنگی دولت صربستان کدام است؟
ج- همان طور که مستحضر هستید در ماه ژوئن سال 2003 نشستی پیرامون استراتژی فرهنگی در صربستان برگزار شد. در این همایش موضوع استراتژی ملی در فرهنگ و تشکیل اتحادیه ملّی در حوزه فرهنگی به بحث و گفتگو گذاشته شد. وزارت فرهنگ، هرچند فرهنگ سیاسی شفافی را در پیش گرفته است ولی همه بخشهای آن چندان روشن نیست. خوشبختانه در برخی بخشها مشکلات اساسی وجود ندارد و ما توانستهایم طرحهای درازمدت را به اجرا درآوریم. طرحها و قوانینی که به مجلس ارائه دادیم در سطح استاندارد اروپایی بود و این یکی از استراتژیهای رشد فرهنگی به منظور نزدیک شدن به اروپا است. استراتژی رشد فرهنگی سینما برای همه روشن است. مرکز فیلم صربستان را تأسیس کردیم. همان طور که میدانید در ”ایوریماژ“ پذیرفته شدیم و همواره در مسابقات نشان دادهایم که فیلم یکی از موفقترین تولیدات ماست. به دشواری میتوان در زمینه رشد استراتژی فرهنگی به موفقیت دست یافت اگر با کردارهای قاعدهای کهنه و عدم انطباق با زمان معاصر مواجه باشیم.
س- دولت سابق و دولت فعلی از این که مدّتها هیچ قانونی پیرامون فرهنگ تصویب نشد، احساس گناه میکنند. آیا اینطور است؟
ج- همینطور است. البته دولت فعلی چند قانون پیرامون کار فرهنگی را به تصویب رساند. از ما انتظار میرود کارهایی را که در ده سال گذشته انجام نشده به ثمر برسانیم. ما دستکم به تصویب ده قانون در حوزه فرهنگ نیازمند هستیم. روش ما سیاست گام به گام است. زیرا در صورت تعجیل، احتمال گامهای اشتباه افزایش مییابد. در 3 ماهه اوّل سال 2005 به مجلس صربستان پیشنهاد تصویب چهار قانون را خواهیم داد.
س- بیشترین کارهای موفقیت آمیز وزارتخانه در طول مسئولیت شما چه بوده است؟
ج- همان طور که عرض کردم از خود حساسیت بسیاری به تأمل برای صحیح بودن طرحهای فرهنگی نشان میدهم. از سوی دیگر تلاش زیادی در به پایان رساندن این طرحهای فرهنگی صورت میگیرد. آنچه را که صحیح میدانیم تا پایان انجام خواهیم داد. ما در آغاز کار با دو مشکل جدّی مواجه شدیم. آتش سوزی در هیلاندار و فاجعه سال گذشته در کوزوو.
برای جبران این وقایع تمام صربستان بسیج شد. طی سال گذشته میزبان هنرمندان خارجی در همه عرصههای فرهنگی بودیم. تعداد آنها به 4000 نفر میرسد. وضعیت اقتصادی در سطح بسیار پایینی قرار دارد. شهرهای بزرگ هزینههای بسیاری میطلبد. همه عادت کردهاند به نوعی بودجه تکیه کنند. متأسفانه طی سال جاری حتّی یک دینار برای برنامههای اجتماعی وجود نداشت و دلیلش هم این بود که طی سال 2003 هیچگونه پیش بینی وبرنامهریزی برای سال 2004 صورت نگرفتهبود. موفقیت بزرگ جذب ناشران برای حضور در نمایشگاه کتاب در فرانکفورت قابل توجه بود. آنها نمایندگان فرهنگی و ادبی ما هستند. تصمیم داریم در سال 2005 در نمایشگاه کتاب مسکو حضور جدی داشته باشیم.
س- چرا تصور میشود که صندوق شهرداری از صندوق دولت غنیتر است و کارهای آنها رونق بیشتری دارد؟
ج- از هنگامی که شیوههای جدیدی برای حکومت محّلی در جهت صرف هزینهها در پیش گرفته شده برخی نهادهای فرهنگی از وضعیت بهتری برخوردار شدهاند. با این وجود نباید فراموش کرد که وزارت فرهنگ هزینه صد موزه، دهها آرشیو، بنیاد حمایت از آثار فرهنگی، کتابخانهها و آثار فرهنگی در سراسر صربستان را بعهده دارد. همینطور امکانات و هزینهها در حوزه سینما، نشر، رسانهها و همایشهای فرهنگی و پروژههای انواع انجمنهای هنری را نیز نباید فراموش کرد. البته اگر در زمینه تأمین دستاوردهای آثار ملی در سطح شهر بلگراد با شهرداری به توافق برسیم نتایج خوبی حاصل میشود.
س- کارمندان وزارت فرهنگ از میزان حقوق خود راضی نیستند. چه تدابیری در این زمینه اندیشیده شدهاست؟
ج- مشکلات مالی کارمندان از وضعیت اقتصادی کشور خبرمیدهد. به همین دلیل دیگر نهادها و وزارتخانههای دولتی با همین معضل مواجه هستند. این وزارتخانه از نزدیک با وضعیت اقتصادی کارمندان آشنایی دارد.
س- تئاتر ملّی به عنوان یکی از نهادهای اصلی کشور در بحرانی عمیق بسر میبرد. بنظر میرسد این وضعیت هیچ ارتباطی با سندیکا و مدیریت آن ندارد.
ج- بله تئاتر ملّی با معضلات جدی مواجه است. مقالات انتقادی بسیاری در نشریات پیرامون این موضوع به چاپ رسیده ولی هیچگاه بطور عمیق واز نزدیک به ریشه مشکلات پرداخته نشد. مدیریت مسئولین سندیکا را متهم میکند و در سندیکا مدیران را. همان طور که میدانید 3 نوع نمایش در فضای تئاتر ملّی برگزار میشود. بلگراد نیاز به تالارهای جداگانه برای اُپرا و باله دارد. وزارت فرهنگ در حل این معضل کوشش میکند.
س- پرداخت مالیات بر ارزش اضافه، ناشرین را با محدودیتهای بسیاری مواجه میکند. چرا وزارت فرهنگ هیچگونه تلاش و دغدغهای به این موضوع از خود نشان نداد؟
ج- وزارت فرهنگ از درخواست ناشران برای حذف این مالیات حمایت میکند. ولی وزارت اقتصاد و رئیس مجلس بر 8 درصد مالیات بر ارزش اضافه تأکید میکنند. البته گفتگوهایی در این میان صورت میگیرد که به نظر من نتیجه بخش است. باید از تجربه کشورهایی که مرحله گذرا را سپری کردهاند استفاده کنیم.
س- وزارت فرهنگ در قبال مافیای فرهنگی چگونه موضع گرفته است؟
ج- جالب است که حتّی روزنامهنگاران نیز از معضل مافیا در فرهنگ دوری میجویند. آنها هنوز حضور دارند و خواستهها و مطالبات خود را تحمیل میکنند. سالهاست که وزارت فرهنگ با آنها مقابله میکند. بسیاری از حقوق اولیه خود محروم هستند. من از آنها میخواهم که اعتراضات خود را با صدای بلند مطرح کنند.
س- رسانه های گروهی بعد از 5 اکتبر از آزادی بهتری برخوردار شدهاند. امروز بقایای تأثیرات سیاسی در دهه اخیر را چگونه ارزیابی میکنید؟
ج- باید اعتراف کنم که امروز رسانههای گروهی از آزادی کاملی برخوردار هستند. رادیو و تلویزیون و نشریات از سوی هیچ محفل سیاسی مدیریت نمیشوند. امّا این پرسش مطرح است که برخی صاحبان رسانهها و سردبیرها تا چه میزان از آزادی برخوردارند. این افراد باید آزادی را تمرین کنند و از هیچ قدرتی نهراسند. البته ما شاهد تهمتها و سانسورها از سوی رسانهها هستیم که از سوی روزنامه نگاران تازهکار صورت میگیرد. اگر میخواهیم به سطح اروپا برسیم باید در تشویق و ترغیب خبرنگاران و روزنامهنگاران حرفهای کار کنیم. زیرا آنها ماندگار خواهند بود.
اذیت و آزار جنسی کودکان در صربستان
از هنگامی که نوزادی دوماهه به یکی از بیمارستانها تحویل داده شد خبرنگاران و روزنامه نگاران دست بهکار شدند و این فاجعه دردناک را ، در جراید، نشریات و رادیوتلویزیون منعکس کردند. عکس این نوزاد همراه با نام آن و این که چهکسی او را مورد اذیت و آزار قرار داده است در تمام نشریات به چاپ رسید. مسئولین بیمارستان از این که چگونه خبر این واقعه به اطلاع روزنامه نگاران و خبرنگاران رسیده است اظهار بیاطلاعی میکنند. هنگامی که این موضوع به نیروهای انتظامی ارجاع شد، خبرنگاران سراسر راهروی بیمارستان را فراگرفتند. همان ساعاتی که پلیس پیرامون چگونگی موضوع به تحقیق و جستجو پرداخت بسیاری از نشریات تئوریهایی مبنی بر آزار جنسی نسبت به این کودک را مطرح ساختند. برخی از نهادها که در رابطه با حقوق بشر و دفاع از حقوق کودکان فعالیت میکنند بنوبه خود اعلامیههایی را صادر کردند.
”وسنا برزیو“ روانشناس و کارشناس امور جلوگیری از اذیت و آزار کودکان میپرسد آیا حیثیت یک نوزاد بیگناه دارای اهمیت نیست؟ آیا این کودک بایستی یک عمر زندگی توأم با خجلت و افسردگی داشته باشد؟
از سوی دیگر وجدان و اخلاق پزشکی کارکنان بیمارستان را موظّف میسازد که از اسرار و آبروی بیماران حفاظت بعمل آورند. این روانشناس تأکید میکند که سخن راندن پیرامون اذیت و آزار کودکان بلامانع است ولی معرفی فرد و چاپ عکس او در نشریات امری غیر قابل قبول است. ”وسنا برزیو“ ادامه می دهد: ”ما کودکان و نوجوانان را ترغیب میکنیم تا در مواجهه با اذیت و آزارهای جنسی، مقامات مسئول را مطلع کنند ولی اینگونه برخورد رسانهای تمام زحمات مارا هدر میدهد. زیرا هیچکس حاضر نخواهد بود، مشخصات و عکس خود را در روزنامهها و تلویزیون مشاهده کند. آنچه برای افراد از اهمیت برخوردار است آبرو و حیثیت آنهاست“.
سیستم حفاظت و حمایت
بلگراد دارای نهادهای متعددی است که مسئولیت حمایت از کودکان آزار دیده را بعهده دارد.
گروه کارشناسی در امور جلوگیری از بدرفتاری و آزار جنسی که تحت نظارت وزارت بهداری و بهزیستی عمل میکند.
شبکه اعتماد که 15 سازمان دولتی و غیردولتی ازجمله پلیسرا شامل میشود.
انستیتوی حمایت از سلامتی روانی؛
انستیتوی مادر و کودک.
همینطور باید یادآور شد که صدها نفر از نیروهای انتظامی همواره آماده پذیرش افرادی هستند که مورد اذیت و آزار جنسی قرار میگیرند. یکی از کارشناسان وزارت بهداری بهزیستی میگوید: از آنجا که بررسی و کشف و بالاخره معاینات سازمان پزشکی برای این دسته از افراد امری دشوار است، بسیاری درضمن آن منصرف میشوند.“ وی ادامه میدهد که بروکراسی و مراحل اداری موجب میشود که ما حتّی از میزان تعداد این افراد مطلع نباشیم.
ورمه 21/اکتبر/2004
فروپاشی یوگسلاوی
گفتگوی رادیو اروپای آزاد با چند تن از اساتید دانشگاههای مختلف
س- آیا تمامیت یوگسلاوی سابق یک حقیقت طبیعی و یک گرایش تاریخی میان اسلاوهای جنوبی بود، یا اتحادی بود مصنوعی و کاذب که محکوم به فروپاشی گردید؟
ج- پاناتس استاد تاریخ در ایالات متحده: به نظر من هیچکدام از این دو موضوع مصداق واقعی در توجیه تمامیت یوگسلاوی سابق نیست. تشکیل یوگسلاوی تصنعی نبود از این حیث که بعد از سال 1918 این اقدام موفق به رفع نیازهای 3 قوم یعنی صرب، کروات و اسلوونی شده بود. صربها که بصورت پراکنده درمناطق مختلف ساکن بودند زیر چتر یک دولت قرار گرفتند و کرواتها و اسلوونیها با تمسّک به یوگسلاوی مرزهای خود را دست نخورده نگه داشتند. پیرامون گرایش این اقوام باید گفت این جملات فقط ابزاری برای حاکمیت آرامش بکار میرفت که در نهایت جنبه ایدئولوژیکی به خود گرفت.
به نظر من دریک دوره زمانی تأسیس یوگسلاوی امری ضروری بود ولی در عین حال عدم احساس نسبت به لزوم حل پارهای از اختلافات و تضادها منجر به پایانی خونین در دو دهه آخر سده بیست شد. عدم تحقّق دموکراسی از یک سو و منویات ناسیونالیستی حتی در درون حزب کمونیست، از سوی دیگر این تمامیت مبارک را به فاجعهای تاریخی مبدّل ساخت.
پروویچ کارشناس موسسه تاریخ: در پاسخ به این پرسش همان گفته ”میخاییلو میخاییلوو“ را تکرار میکنم. او گفت ”همه دولتها تصنّعی هستند. مردم آنرا میسازند و چگونگی فانکشنها و بدنه دولت به خود مردم بستگی دارد.“ من گمان نمیکنم یوگسلاوی اتّحادی کاذب و مصنوعی بود. مردم خود مسئولیت ازبین بردن آن را بدوش گرفتند. به بیان بهتر مسئولیت عقلانی کردن پایان یوگسلاوی با خود مردم بود. یوگسلاوی در پایان جنگ جهانیاوّل شکل گرفت. گرایش به تشکیل آن به سده نوزده برمیگردد. این کشور به حیات خود تا آغاز جنگ جهانی دوّم ادامه داد. بعد از جنگ با طرح و برنامهای بسیار منطقی به بازسازی خود پرداخت. اینجانب پایان خونین بقای یوگسلاوی و جدال و چالش طولانی میان اقوام را دلیل مستندی در بطلان تصنعی و کاذب بودن تمامیت یوگسلاوی ارزیابی میکنم. به دیگر سخن چالشهای دهشتناک مبیّن عمق روابط درمیان اقوام یوگسلاوی میباشد.
فاکتهای و انگیزههای شکلگیری و فروپاشی یوگسلاوی را باید در درون آن کاوش کرد.
س- بخاطر دارم که ”ایوان استانبولیچ“ در یک مصاحبه گفت اگر حیات یوگسلاوی پشتوانه مصنوعی داشت هرگز با درگیریهای خونین خاتمه نمییافت.