لطفاً در مورد مهدویت بیشتر توضیح دهید ؟
اندیشه مهدویت، به طور کلی، اعتقاد به ظهور منجی و نجات دهنده در آخرالزمان است. این اعتقاد در همه یا اکثر ملل جهان وجود دارد.
این اعتقاد در فرهنگ شیعی نیز، عقیده به ظهور امام عصر(عج) است که با آمدن ایشان جهان پر از عدل و قسط می شود، و ریشه ظلم و ظالم و بساط تبعیض و بی عدالتی برچیده می گردد.
مهدویت در نزد شیعیان همان باور و ایمان به ظهور امامی از تبار امامان معصوم(ع) و از فرزندان رسول گرامی اسلام(ص) که از طرف خداوند متعال برگزیده شده، و از همان صدر اسلام وعده ظهور او در آخرالزمان داده شده است. خصوصیت بارز مهدویت شیعی آن است که ایشان منجی موعود را زنده غائبی می دانند که هم اکنون هم ناظر بر اعمال انسانها است، و احیاناً به طور محسوس نیازها را پاسخ می دهد.
کسی که به مهدویت قائل است همیشه حق را زنده و باقی می داند، و این اثر بزرگی در ایجاد امید و رفع یأس ناامیدی دارد؛ امری که برای حیات و پیشرفت مادی و معنوی یک جامعه لازم و گریزناپذیر است.
این خصیصه در مهدویت به معنای شیعی آن پر رنگ تر است؛ چرا که این امید تنها به آخرالزمان معطوف نیست، بلکه در هر لحظه این امید وجود دارد.
با مهدویت و ظهور امام مهدی(عج)، اسلام همچنان در آغاز یا میانه راه است؛ یعنی با این اعتقاد، اسلام بیش از آن که دین چهارده قرن پیش باشد، دین حال و آینده است.
پس نقش عملی مهدویت در پاسداری از اسلام موجود و گسترش و توسعه آن بسیار حساس و قابل توجه است؛ و این اندیشه عقیده ای است که مسلمانان را از این که عمر اسلام را تمام بدانند و تسلیم کفار و مکتب های منحرف شوند، و یا جهان را از اسلام بی نیاز و یا محروم بدانند، مصونیت می بخشد.
عقیده مهدویت با ابعاد سازنده خود سنگر روحی و عقیدتی مقاومت مسلمانان بوده و هست.
اعتقاد به مهدویت و ایمان داشتن به ظهور منجی عالم بشریت، روح تازه ای در کالبد اسلام می بخشد و مسلمانان را از یأس و ناامیدی بیرون آورده و به آنان اعتماد به نفس و بیداری می دهد، و به آنان تذکر می دهد که آینده نگر باشید و اول در فکر و عمل به دنبال اصلاح خود، و سپس اصلاح و تربیت جامعه خویش باشید و بدانید که آینده اسلام و مسلمین روشن بوده، و آینده از آن حق است.
به امید رسیدن به چنین روزی.
برای مطالعه بیشتر می توانید به کتاب "امامت و مهدویت"، نوشته آیت الله صافی گلپایگانی، در 3 جلد، به ویژه جلد دوم، مراجعه نمایید.
آیا در بین سربازان امام زمان(عج) زنان نیز وجود دارند؟ تعداد آنها چقدر است؟
بیشتر یاران مهدی(عج) از چه گروهی می باشند؟ پیران، جوانان یا.....؟
1 در روایاتی از اهل بیت علیهم السلام به وجود زن در بین سربازان امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف اشاره شده است.
در روایتی از امام صادق علیه السلام آمده است: «با حضرت قائم علیه السلام سیزده زن همراه است.»(اثبات الهداه ، ج7، ص150)
و در روایتی از امام باقر علیه السلام چنین آمده است: «سوگند به خدا، سیصد و اندی مرد میآیند که در میانشان 50 نفر زن هستند.»(بحارالانوار، ج52، ص223)
2 روایتی از امیر المؤمنین علیه السلام نقل شده است که فرمودند: «أصحاب المهدی شباب لا کهل فیهم إلا کالکحل فی العین او کالملح فی الزاد» یعنی اصحاب امام زمان علیه السلام جوانانند و پیر در بین آنان نیست، مگر به اندازه سورمه در چشم یا نمک در غذا یعنی خیلی کم.(معجم الملاحم والفتن، ج1، ص98)
آیه ای صریح در باره امام زمان (عج) بیان نمایید؟
مفسران با استناد به روایات، آیات بسیار زیادی را بر امام زمان(عج) تطبیق داده و ایشان را مصداق اکمل آن آیات دانسته اند؛ که به سه آیه اشاره میشود:
1 «و نُریدُ اَنَّ نَمُنُّ علی الذینَ استضعفوا فی الأرض و نَجعَلُهُم أئمه و نَجعَلُهُم الوارثین» یعنی اراده کرده ایم که بر آن طایفه ضعیف نگاهداشته شده در آن سرزمین منت گذارده و آنها را پیشوایان خلق قرار دهیم و وارث ملک و جاه گردانیم.(قصص/5) در برخی از روایات، این آیه بر ظهور امام زمان(عج) تطبیق داده شده است؛ از جمله حضرت علی(ع) که در باره این آیه میفرمایند: مراد آل محمد(ص) میباشد که خداوند مهدی(عج) ایشان را بعد از سختی هایشان ظاهر کرده و باعث عزت آنها و ذلت دشمنانشان میشود. (تفسیر نورالثقلین، عبدعلی حویزی، ج4، ص110)
2 «وَعَد الله الذین آمنوا منکم و عملوا الصالحات لیستخلفنّهم فی الأرض …» یعنی خداوند به کسانی از شما بندگان که ایمان آورد و نیکوکار گردد وعده فرمود که در زمین خلافت دهد.(نور/55) که روایات مصداق اکمل این خلافت را دوران ظهور امام زمان(عج) معرفی مینماید؛ از جمله امام صادق(ع) بعد از خواندن این آیه فرمود: مراد از آن حضرت قائم(عج) و اصحاب حضرت میباشند.(بحارالانوار، ج51، ص58، حدیث50)
3 «و لقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر أن الأرض یرثها عبادی الصالحون» یعنی بعد از تورات در زبور داود نوشتیم که حتماً بندگان نیکوکار من وارث زمین خواهند شد.(انبیاء/105) امام باقر(ع)می فرماید: مراد این آیه اصحاب مهدی(عج) در آخر الزمان میباشند.
نکته قابل توجه این است که این گونه برداشتها از آیات قرآن کریم ناظر به جنبه تأویلی آیات است، و بر اساس آن مصداق آیات قرآنی محدود به یک مورد خاص نیست، و می تواند مصادیق و موارد متعددی را شامل شود. ولی آنچه مسلم و حتمی است این است که تأویلات فوق، که مستظهر به روایات معصومین است، از بارزترین مصادیق و مواردی است که این آیات شریفه آنها را در بر می گیرد.
چه دلیلی بر متولد شدن امام مهدی(ع) درست است؟ آیا کسی آن حضرت را بعد از تولد دیده است؟
بنابرآنچه که مورخان شیعه و سنّی در خصوص تاریخ و چگونگی ولادت حضرت مهدی(عج) نوشته اند، اصل ولادت خجسته امام زمان(ع) و به دنیا آمدن ایشان، جزء امور مسلم و قطعی تاریخ بشر است.
به عنوان نمونه، مورّخ شهیر اهل سنت، علی بن حسین مسعودی می گوید:"در سال 260 ابومحمد حسن بن علی بن محمد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بی علی بن ابیطالب علیهم السلام، در زمان خلافت معتمد عباسی درگذشت. او به هنگام درگذشت، 29 سال داشت، و او پدر مهدی منتظر است."("مروّج الذّهب"، مسعودی، ج4، ص199)
و شیخ سلیمان قندوزی گوید:"خبر معلوم و مسلّم، در نزد موثّقان، این است که ولادت قائم(ع)، در شب نیمه شعبان سال 255 هجری قمری، در شهر سامرّا واقع شده است."("ینابیع المودّه "، قندوزی، ج3، ص144)
اما از آنجایی که خلفای بنی عباس دانسته بودند که دوازدهمین امام شیعیان همان مهدی موعود است که زمین را پر از عدل و داد می کند و دژهای گمراهی و فساد را درهم می کوبد و نیز می دانستند که از فرزندان امام حسن عسکری(ع) است؛ در صدد برآمدند این نور را خاموش کنند. از این رو امام مهدی(عج) از نخستین روز ولادت، همواره در نهان می زیست و مردم به طور عموم او را نمی دیدند. ولی با این وجود، عدّه ای از اصحاب امام حسن عسکری(ع) بودند که توفیق شرفیابی را یافته بودند. بعضی از آنها عبارتند از:
1. حکیمه خاتون، دختر امام جواد، خواهر امام هادی و عمه امام حسن عسکری علیهم السلام، که شب تولد حضرت مهدی(ع)، او را زیارت کرد، و نسیم و ماریه کنیزان آن حضرت گفتند: تا آن کودک متولد شد به خاک سجده کرد و انگشت سبّابه را رو به آسمان بلند نمود و عطسه زد و گفت"الحمدلله رب العالمین، و صلی الله علی محمد و آله".("الزام النّاصب"، شیخ حائری یزدی، ج1، ص340)
2. ابوبصیر خادم است که گفت: بر صاحب الزمان(ع) وارد شدم، در حالی که درون گهواره بود، نزدیک رفتم و سلام کردم، حضرت فرمود: مرا می شناسی؟ عرض کردم: آری، تو بزرگ و سید من و فرزند امام من هستی ... حضرت فرمود:"انا خاتم الاوصیاء، و بی یرفع البلاء من اهلی و شیعتی."("کشف الغمّه"، علامه اربلی، ج2، ص499)
3. سعدبن عبدالله قمی است که با نامه های فراوان با جمعی برای زیارت آن حضرت به سامره رفته و طرف راست امام حسن(ع)، کودکی را دیدند که مانند ماه درخشان بود، پرسیدند: این کیست؟ گفته شد:"مهدی قائم آل محمد(ص)" است. ("الزام النّاصب، ج1، ص342)
4. روزی جمعی از شیعیان چهل تن نزد امام یازدهم آمدند، و از آن امام تقاضا کردند که حجّت پس از خویش را به آنان بنمایاند و بشناساند و امام چنین کرد. و آنان پسری را دیدند که بیرون آمد همچون پاره ماه، شبیه به پدر خویش، امام عسکری(ع) فرمود: "پس از من، این پسر، امام شماست، و خلیفه من است در میان شما، امر او را اطاعت کنید، از گرد رهبری او پراکنده نگردید که هلاک می شوید و دینتان تباه می گردد این را هم بدانید که شما او را، پس از امروز، نخواهد دید، تا این که زمانی دراز بگذرد، بنابراین از نایب او،"عثمان بن سعید"، اطاعت کنید." (الزام النّاصب، ج1، ص341)
5. ابوسهل نوبختی گوید: در آن حال بیماری، امام عسکری خواست تا آن کودک را نزد او آورند. مهدی را که در آن هنگام کودک بود، نزد پدر آوردند. وی به پدر سلام کرد. من به او نگاه کردم، رنگی سفید و درخشان داشت، موهایش پیچیده و مجعّد بود و دندان هایش گشاده، امام حسن(ع) او را با جمله"یا سیّد اهل بیته" یعنی این سرور خاندان خود مخاطب قرار داد، سپس از آن فرزند خواست تا در خوردن دوایی که برایش جوشانیده بودند به او کمک کند. او چنین کرد. سپس پدر را وضو داد. آنگاه امام عسکری(ع) به او فرمود:"ای پسرک من! تویی مهدی، و تویی حجّت خدا بر روز زمین ... ." (همان، ص 351)
برای مطالعه بیشتر در این زمینه می توانید به کتاب "یکصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان(عج)"، از علیرضا رجالی تهرانی، انتشارات نبوغ مراجعه نمایید.
چرا نباید امام زمان را با نام م_ح_م_د ایشان خواند؟
در این باره، چند نظریه را میتوان مطرح کرد.
1 نام نبردن حضرت صاحب الزمان(عج) به اسم اصلی، شاید کنایه از بزرگداشت مقام و تعظیم آن حضرت باشد. معمولاً انسان کسی را که برایش بسیار حرمت قائل است به اسم، حکایت و خطاب نمیکند.
2 پنهان داشتن امر از غیر شیعیان: در زمان سلاطین غیر شیعی انتساب به حضرت صاحب الزمان(عج) میتوانست موجبات اذیت و آزار شیعیان را فراهم آورد. از این رو امامان شیعه با نهی از نامیدن آن حضرت با اسم اصلی ایشان، در حقیقت شیعیان را امر به تقیّه کردهاند.
3 شاید نامیدن ایشان به اسم واقعی، کنایه از نشان دادن ایشان و راهنمایی اشخاص به مکان آن حضرت باشد. و از این جهت در بعضی روایات از نامیدن ایشان تنها در مجامع عمومی نهی شده است. در توقیعی از حضرت صاحب الزمان(علیه السلام) در این باره آمده است:«ملعون ملعون من سمّانی فی محفل من الناس» یعنی از رحمت خدا به دور است هر کس در میان مردم نام مرا ببرد.(بحارالانوار، ج51، ص33)
4 احتمال دیگر هم آن است که این امر به جهت حفظ احترام حضرت رسول اکرم(ص) باشد، تا نکندتوجه و توسلات ما به حضرت ولی عصر(عج)، نام مبارک حضرت ختمی مرتبت را تحت شعاع قرار دهد؛ خصوصا که کنیه مبارک امام هم همان کنیه مبارک رسول گرامی اسلام است. نگارنده احتمال اخیر را ترجیح می دهد، هر چند در کتاب و منبعی ندیده است.
با آرزوی توفیق- مشاوره مذهبی قم.
اوّلین کسی که با امام زمان(عج) بیعت کرده و دست حضرت را می بوسد کیست؟
از روایات چنین استفاده می شود که اوّلین کسی با حضرت مهدی(عج) بیعت کرده و به دست مبارک آن جناب بوسه می زند، حضرت جبرئیل امین فرشته مقرّب الهی است.