تحقیق مقاله قرآن

  • Code: # 13140

  • تعداد صفحات: 20
  • فرمت فایل: word
  • سال: مشخص نشده
  • مقطع: مشخص نشده
  • دسته بندی: معارف اسلامی و الهیات
قیمت: ۱۰,۰۰۰ تومان
۱۲,۰۰۰ تومان
دانلود فایل
  • خلاصه
  • فهرست
  • خلاصه تحقیق مقاله قرآن

    تعریف قرآن

    در فرهنگ اسلام و تشیع قرآن را همواره با صفت کریم به صورت قرآن کریم ( اهل سنت ) با صفت مجید , به صورت قرآن مجید ( اهل تشیع ) مى نامند و این دو صفت منشا قرآنى دارد. از قرآن مجید دوگونه تعریف مى توان به دست داد. نخست تعریف ساده و عرفى که قرآن را کتاب مقدس و آسمانى اسلام و وحى الهى بر حضرت محمد (ص ) مى داند. دوم تعریف علمى که قرآن را وحى نامه اعجازآمیز الهى مى داند که به زبان عربى , به عین الفاظ توسط فرشته امین وحى , جبرئیل , از جانب خداوند و از لوح محفوظ , بر قلب و زبان پیامبر اسلام (ص ) هم اجمالا یکباره و هم تفصیلا در مدت بیست و سه سال نازل شده و حضرت (ص ) آن را بر گروهى از اصحاب خود خوانده و کاتبان وحى ( از میان اصحاب ) آن را با نظارت مستقیم و مستمر حضرت (ع ) نوشته اند و حافظان بسیار , هم از میان اصحاب , آن را حفظ و به تواتر نقل کرده اند و در عصر پیامبر (ص ) هم مکتوب بوده ولى مدون نبوده است , و در عصر عثمان با نظارت او طى چند سال , منتهى به حدود سال 28 هجرى , مدون بین الدفتین ,از سوره فاتحه تا ناس , در 114 سوره , مى گردد. و متن آن مقدس و متواتر و قطعى الصدور است و تلاوت آن مستحب مؤکد است . ایمان به قرآن مجید به توصیفى که گفته شد و نیز معجزه الهى و سند نبوت دانستن آن و محفوظ بودنش از خطا و هرگونه افزود و کاست ( تحریف ) , از ضروریات اسلام و مذهب تشیع است . قرآن به زبان عربى بسیار شیوایى که مایه اعجاب فصحاى عرب ( و بعدها اقوام دیگر ) گردیده و در تاریخ زبان عربى , سابقه و همانندى نداشته , در طى مدت بیست و سه سال , یعنى سراسر زمانى که حضرت رسول (ص ) به وظیفه رسالت و ابلاغ پیام الهى و دعوت به اسلام اشتغال داشته اند , به صورت بخش بخش ( منجما یا نجوما ) بر حضرت رسول (ص ) وحى شده است و چنانچه اشاره شد حافظان , حفظش کرده و کاتبان با نوشت افزارهاى بسیار ابتدایى , با خطى که هنوز نقطه و نشان و علائم اعراب نداشته است , و کوفى نام داشته است , در چندین نسخه بازنویس شده است .

    کاتبان وحى

    پیامبر اسلام به ظاهر خواندن و نوشتن نمى‏دانست،و در میان قوم خود به‏داشتن سواد معروف نبود.زیرا هرگز ندیده بودند چیزى بخواند یا بنویسد،بنابر این‏او را«امى‏»مى‏خواندند.قرآن هم او را با همین وصف یاد کرده است: الذین یتبعون‏الرسول النبى الامی... ، .. .فامنوا بالله و رسوله النبی الامی .امى منسوب به ام(مادر)است و کسى را گویند که هم چون روزى که از مادر زاده شده است فاقد سوادباشد.معناى دیگرى نیز گفته‏اند:منسوب به ام القرى(شهر مکه)،یعنى کسى که درمکه زاده شده است.در قرآن در موارد دیگر نیز مشتقات این واژه آمده است: هوالذی بعث فی الامیین رسولا منهم...  شاید مقصود منسوبین به شهر مکه باشد، ولى‏احتمال نخست مشهورتر است و با آیه‏هاى دیگر قرآن بیش‏تر سازش دارد: «و منهم‏امیون لا یعلمون الکتاب الا امانی...» ،در این آیه جمله »لا یعلمون الکتاب‏« ظاهرا تفسیر «امیون‏»است و نیز از مقابله آنان(عرب)با اهل کتاب که اهل سواد بودند،به دست مى‏آید(به جهت تناسب در عطف)که مقصود،فاقد کتابت و سواد است و حدیث منقول از پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله که فرمود: «انا امه امیه لا نکتب و لا نحسب  .ما مردمى هستیم فاقد سواد کتابت و نگارش حساب‏»معناى نداشتن سواد را تایید مى‏کند.  آن چه با معجزه بودن قرآن تناسب دارد،صرفا نخواندن و ننوشتن است نه‏نتوانستن خواندن و نوشتن. و ما کنت تتلو من قبله من کتاب و لا تخطه بیمینک اذن لارتاب المبطلون ،تو هیچ کتابى را پیش از این نمى‏خواندى و با دست‏خود چیزى نمى‏نوشتى،و گرنه باطل اندیشان قطعا به شک مى‏افتادند»مبادا کسانى که در صدد تکذیب و ابطال سخنان تو هستند شک و تردید کنند.این آیه دلیلى است‏بر این که پیامبر چیزى نمى‏خواند و نمى‏نوشت،ولى دلالت ندارد که نمى‏توانست‏بنویسد وبخواند و همین اندازه براى ساکت کردن معارضین کافى است،زیرا پیامبر را هرگز باسواد نمى‏پنداشتند،بنابر این راه اعتراض را بر خود بسته مى‏دیدند.   شیخ ابو جعفر طوسى در تفسیر آیه مى‏گوید:«مفسرین گفته‏اند نوشتن‏نمى‏دانست،ولى آیه چنین دلالتى ندارد.صرفا گویاى این جهت است که‏نمى‏نوشته و نمى‏خوانده است و چه بسا کسانى نمى‏نویسند ولى قادر بر نوشتن‏هستند و در ظاهر وانمود مى‏شود که فاقد سوادند و کتابت نمى‏دانند.پس مفاد آیه‏چنین است:پیامبر به نوشتن و خواندن دست نزده بود و او را عادت بر نوشتن‏نبود» . علامه طباطبایى فرموده است:«ظاهر التعبیر نفی العاده و هو الانسب بالنسبه الى‏سیاق الحجه   ،ظاهر عبارت نفى عادت-بر نوشتن و خواندن-است و این در جهت‏استدلال مناسب‏تر است‏» . به علاوه داشتن سواد کمال است و بى‏سوادى نقص و عیب و چون تمامى‏کمالات پیامبر از راه عنایت‏خاص الهى بوده و هرگز نزد کسى و استادى تعلم نیافته(علم لدنى)پس نمى‏شود ساحت قدس پیامبر از این کمال تهى باشد.عدم تظاهر به‏سواد،براى اتمام حجت و بستن راه اعتراض و تشکیک بوده است،به همین دلیل‏پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله به کاتبانى نیاز داشت تا در شؤون مختلف از جمله وحى براى اوکتابت کنند،لذا چه در مکه و چه در مدینه زبده‏ترین با سوادان را براى کتابت‏انتخاب فرمود.اولین کسى که در مکه عهده‏دار کتابت مخصوصا کتابت وحى شد،على بن ابى طالب علیه السلام بود و تا آخرین روز حیات پیامبر به این کار ادامه داد.پیامبر صلى الله علیه و آله‏نیز اصرار فراوان داشت تا على،آن چه را نازل مى‏شود،نوشته و ثبت نماید تا چیزى‏از قرآن و وحى آسمانى از على دور نماند.  سلیم بن قیس هلالى،که یکى از تابعین بود،مى‏گوید:نزد على علیه السلام در مسجد کوفه‏بودم و مردم گرد او را گرفته بودند،فرمود: «پرسش‏هاى خود را تا در میان شما هستم‏از من دریغ ندارید.درباره کتاب خدا از من بپرسید،به خدا قسم آیه‏اى نازل نشدمگر آن که پیامبر گرامى آن را بر من مى‏خواند و تفسیر و تاویل آن را به من‏مى‏آموخت‏».عبد الله بن عمرو یشکرى معروف به ابن الکواء،یکى ازپرسش کنندگان صحابه على علیه السلام و بسیار دانا و دانش‏مند بود،از وى پرسید:آن چه‏نازل مى‏گردید و شما حضور نداشتید، چگونه است؟على علیه السلام فرمود:«هنگامى که‏به حضور پیامبر مى‏رسیدم،مى‏فرمود:یا على در غیبت تو آیه‏هایى نازل شد،آن گاه‏آن‏ها را بر من مى‏خواند و تاویل آن‏ها را به من تعلیم مى‏فرمود» .  اولین کسى که در مدینه عهده‏دار کتابت وحى گردید،ابى بن کعب انصارى بود.   او قبلا در زمان جاهلیت نوشتن را مى‏دانست.محمد بن سعد گوید:«کتابت در میان‏عرب کمتر وجود داشت و ابى بن کعب از جمله کسانى بود که در آن دوره کتابت رافرا گرفته بود» .ابن عبد البر مى‏گوید:«ابى ابن کعب نخستین کسى است که در مدینه‏عهده‏دار کتابت‏براى پیامبر صلى الله علیه و آله شد و او اولین کسى بود که در پایان نامه‏ها نوشت: 

  • فهرست تحقیق مقاله قرآن

    فهرست:

    ندارد.
     

    منبع:

    www.irandoc.com

    www.aftab.ir

    www.qran.com

  • ثبت سفارش
    عنوان محصول
    قیمت