تحقیق مقاله روایات متعارض با قرآن در جلد 9 تفسیر المیزان

  • Code: # 16613

  • تعداد صفحات: 29
  • فرمت فایل: word
  • سال: مشخص نشده
  • مقطع: مشخص نشده
  • دسته بندی: معارف اسلامی و الهیات
قیمت: ۱۴,۰۰۰ تومان
۱۸,۰۰۰ تومان
دانلود فایل
  • خلاصه
  • فهرست
  • خلاصه تحقیق مقاله روایات متعارض با قرآن در جلد 9 تفسیر المیزان

    1)تعارض حدیث با آیه 33 انفال

    وَ مَا کَانَ اللَّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ وَ أَنتَ فِیهِمْ  وَ مَا کاَنَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ یَسْتَغْفِرُونَ(33)

    در الدر المنثور: ابن جریر و ابن ابى حاتم از عکرمه و حسن روایت کرده‏اند که در ذیل آیه" وَ ما کانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ یَسْتَغْفِرُونَ" گفته‏اند: این آیه را آیه بعدى که مى‏فرماید" وَ مَا لَهُمْ أَلَّا یُعَذِّبهَمُ اللَّهُ وَ هُمْ یَصُدُّونَ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَ مَا کَانُواْ أَوْلِیَاءَهُ  إِنْ أَوْلِیَاؤُهُ إِلَّا الْمُتَّقُونَ وَلکِنَّ أَکْثرَهُمْ لَا یَعْلَمُونَ(34)" نسخ کرده و لذا در مکه به مقاتله و گرسنگى و حصر دچار شدند

    نظر علامه طباطبائی

    ناسازگارى این روایت با ظاهر آیه و مخصوصا با در نظر داشتن سیاق آن خیلى روشن است، صاحبان این اقوال به این جهت دچار چنین تکلفات شده‏اند که خواسته‏اند میان این آیه و آیه قبلش و آیات قبل از آن اتصال را حفظ کنند، و از حرفهاى عجیبى که در این باره زده‏اند این است عذاب مذکور در آیه را به فتح مکه تفسیر کرده‏اند، و حال آنکه فتح مکه هم براى مشرکین و هم براى مؤمنین جز رحمت چیز دیگرى نبوده است.

    2)تعارض حدیث با آیه 3 سوره توبه

    وَ أَذَانٌ مِّنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ إِلىَ النَّاسِ یَوْمَ الحْجّ‏ِ الْأَکْبر أَنَّ اللَّهَ بَرِى‏ءٌ مِّنَ الْمُشْرِکِینَ  وَ رَسُولُهُ  فَإِن تُبْتُمْ فَهُوَ خَیرٌ لَّکُمْ  وَ إِن تَوَلَّیْتُمْ فَاعْلَمُواْ أَنَّکُمْ غَیرْ مُعْجِزِى اللَّهِ  وَ بَشِّرِ الَّذِینَ کَفَرُواْ بِعَذَابٍ أَلِیمٍ(آیه 3 از سوره توبه )

    در الدر المنثور از ابى- الشیخ از على (رضى اللَّه عنه) روایت کرده که گفت: رسول خدا (ص) مرا براى رساندن سوره برائت به یمن فرستاد. عرض کردم یا رسول اللَّه آیا (صلاح هست) مرا بفرستى با اینکه من جوانى کم سن هستم و ممکن است از من تقاضاى قضاوت و داورى کنند و من نمى‏دانم چگونه جواب دهم؟ حضرت فرمود: هیچ چاره‏اى نیست مگر اینکه یا تو آن را ببرى و یا خود من. عرض کردم: اگر چاره‏اى نیست من مى‏برم. فرمود: به راه بیفت که خداوند زبانت را محکم و دلت را هدایت مى‏نماید. آن گاه فرمود: برو و آیات را بر مردم بخوان

    نظر علامه طبا طبا ئی

    چیزى که در این روایت باعث سوء ظن آدمى نسبت به آن است این است که در آن لفظ" یمن" آمده با اینکه از واضحات الفاظ خود آیه است که باید آن را در روز حج اکبر در مکه بر مردم مکه بخوانند، مکه کجا، یمن و اهل آن کجا؟ و گویا عبارت روایت" به سوى مکه" بوده و براى اینکه مشتمل بر داستان قضاوت بوده خواسته‏اند آن را تصحیح کنند" بسوى مکه" را برداشته و بجایش" بسوى یمن" گذاشته‏اند

    البته در این جا نمی توان بیان کرد که تعارض حقیقی است.بلکه در این حدیث،ممکن است اضطراب متن به وجود آمده و به جای مکه، یمن را در حدیث به کار برده است.

    3)تعارض حدیث با آیه 4 سوره توبه

     إِلَّا الَّذِینَ عَاهَدتُّم مِّنَ الْمُشْرِکِینَ ثمُ‏َّ لَمْ یَنقُصُوکُمْ شَیْا وَ لَمْ یُظَاهِرُواْ عَلَیْکُمْ أَحَدًا فَأَتِمُّواْ إِلَیْهِمْ عَهْدَهُمْ إِلىَ‏ مُدَّتهِمْ  إِنَّ اللَّهَ یحُبُّ الْمُتَّقِینَ(4)

    الدرالمنثور: احمد و نسایى و ابن منذر و ابن مردویه از ابى هریره روایت کرده‏اند که گفته است: من در آن موقعى که رسول خدا (ص) على را بسوى اهل مکه روانه کرد تا آیات برائت را بر آنان بخواند با او بودم، و دو تایى با هم جار مى‏زدیم به اینکه کسى داخل بهشت نمى‏شود مگر مؤمن، و کسى حق ندارد برهنه در اطراف خانه طواف کند، و هر کس که میان او و رسول خدا (ص) عهدى است، اعتبار عهدش چهار ماه است، و بعد از گذشتن چهار ماه خدا و رسولش از همه مشرکین بیزار است، و به جز امسال‏دیگر هیچ مشرکى حق زیارت این خانه را ندارد نداى دومى یعنى جمله" و هر کس که میان او و رسول خدا (ص) عهدى است اعتبار عهدش چهار ماه است" نه با مضامین آیات انطباق دارد و نه با مضامین روایتی که  نقل شد، علاوه بر اینکه در این روایت، برائت خدا و رسول را بعد از گذشتن چهار ماه اعلام داشته‏اند.

    در اینجا ممکن است،تعارض به صورت حقیقی و جود داشته باشد،چرا که همان طور که علامه ذکر کرده اند این حدیث نه با مضامین آیات و نه با مضامین روایات مطابقت ندارد.

    4)تعارض حدیث با آیه 40 توبه

    إِلَّا تَنصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِینَ کَفَرُواْ ثَانىِ‏َ اثْنَینْ‏ِ إِذْ هُمَا فىِ الْغَارِ إِذْ یَقُولُ لِصَحِبِهِ لَا تحَزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا  فَأَنزَلَ اللَّهُ سَکِینَتَهُ عَلَیْهِ وَ أَیَّدَهُ بِجُنُودٍ لَّمْ تَرَوْهَا وَ جَعَلَ کَلِمَه َ الَّذِینَ کَفَرُواْ السُّفْلىَ‏  وَ کَلِمَه ُ اللَّهِ هِىَ الْعُلْیَا  وَ اللَّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ(40)

    در کتاب الدر المنثور آمده که ابن ابى حاتم و ابو الشیخ و ابن مردویه و بیهقى در کتاب دلائل و ابن عساکر در تاریخ خود از ابن عباس روایت کرده‏اند که در ذیل آیه" فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَکِینَتَهُ عَلَیْهِ" گفته است: یعنى بر ابى بکر، زیرا رسول خدا (ص) همواره بر سکینتى از پروردگار خود بود

    و نیز در همان کتاب آمده که خطیب در تاریخ خود از حبیب بن ثابت روایت کرده که در باره آیه" فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَکِینَتَهُ عَلَیْهِ" گفته است: این آیه در حق ابى بکر نازل شده، زیرا رسول خدا (ص) هیچ آنى بدون سکینت نبود

    مؤلف: از آنچه گذشت معلوم شد که ضمیر در" علیه" به دلالت سیاق (و على رغم دو روایت فوق) به رسول خدا (ص) برمى‏گردد، و این دو روایت به خاطر وقفى که در آنهاست ضعیفند، علاوه بر اینکه در این دو روایت ابن عباس و حبیب نظریه داده‏اند و نظریه آنها براى دیگران هیچگونه حجیت ندارد.

    گذشته از این، استدلال آن دو به اینکه" رسول خدا (ص) هیچ آنى خالى از سکینت نبوده" استدلالى است ناتمام، زیرا آیه" ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ سَکِینَتَهُ عَلى‏ رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ ..." و همچنین آیه نظیر آن که در سوره فتح و مربوط به داستان حدیبیه است، مخالف آن است، چون این دو آیه تصریح مى‏کنند به اینکه سکینت جدیدى در خصوص این دو مورد یعنى حدیبیه و حنین بر آن جناب نازل شده، و به شهادت همین دو آیه در مورد بحث یعنى در داستان غار هم سکینت بر آن جناب نازل شده است.

     

    5)تعارض حدیث با آیه 80 سوره توبه

    اسْتَغْفِرْ لهَمْ أَوْ لَا تَسْتَغْفِرْ لهَمْ إِن تَسْتَغْفِرْ لهَمْ سَبْعِینَ مَرَّه ً فَلَن یَغْفِرَ اللَّهُ لهَمْ  ذَالِکَ بِأَنهَّمْ کَفَرُواْ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ  وَ اللَّهُ لَا یهَدِى الْقَوْمَ الْفَاسِقِینَ(80)

    الدرالمنثور: که ابن ابى حاتم از شعبى روایت کرده که عمر بن خطاب گفت: من در اسلام لغزشى برایم پیش آمد که در تمام زندگیم مانند آن پیش آمد نکرده بود، و آن این بود که رسول خدا (ص) مى‏خواست بر جنازه عبد اللَّه بن ابى نماز بخواند من جامه‏اش را گرفته و گفتم: به خدا قسم خداوند چنین دستورى به تو نداده، خدا فرموده:" اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِینَ مَرَّه ً فَلَنْ یَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ" رسول خدا (ص) فرمود: اختیار این امر را پروردگارم به من واگذار کرده و فرموده:" مى‏خواهى استغفار کن و مى‏خواهى نکن".

    آن گاه رسول خدا (ص) بر سر قبر «ابن ابى» نشست و مردم به پسرش مى‏گفتند: حباب چنین کن، حباب چنان کن، رسول خدا (ص) (وقتى شنید که اسم او حباب است) فرمود:" حباب" اسم شیطان است تو" عبد اللَّه" ى

    [بیان ضعف و جعلى بودن روایاتى که حاکى از نماز گزاردن پیامبر (ص) بر جنازه عبد اللَّه بن ابى و حضور او در کنار قبر او و ... مى‏باشد]

    و نیز در آن کتاب آمده که طبرانى و ابن مردویه و بیهقى- در کتاب دلائل- از ابن عباس نقل کرده‏اند که گفت: پدر عبد اللَّه بن ابى به او گفته بود لباسى از جامه‏هاى پیغمبر (ص) براى من تهیه کن و مرا در آن کفن نما و به رسول خدا (ص) بگو تا بر جنازه‏ام نماز بخواند. پسرش نزد آن جناب آمده، عرض کرد یا رسول اللَّه! شما از اسم و رسم عبد اللَّه و شخصیت او اطلاع دارید، او از شما خواهش کرده که یکى از جامه‏هاى خود را مرحمت کنى تا او را در آن کفن کنیم، و نیز خواسته که شما بر او نماز گزارى.

    عمر گفت: یا رسول اللَّه! تو عبد اللَّه را خوب مى‏شناسى و از نفاق وى اطلاع دارى، آیا با اینکه خداوند نهى کرده از اینکه به نماز بر او بایستى، مى‏خواهى بر او نماز گزارى؟ حضرت فرمود: کجا نهى کرده؟ گفت:" اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ ...". فرمود: من از هفتاد بار بیشتر استغفار مى‏کنم، این را که فرمود آیه" وَ لا تُصَلِّ عَلى‏ أَحَدٍ مِنْهُمْ ماتَ أَبَداً وَ لا تَقُمْ عَلى‏ قَبْرِهِ ..." نازل شد، رسول خدا (ص) شخصى را نزد عمر فرستاد و او را به نزول آیه خبر داد، و نیز آیه دیگرى نازل شد که مى‏فرماید:" سَواءٌ عَلَیْهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ".

  • فهرست تحقیق مقاله روایات متعارض با قرآن در جلد 9 تفسیر المیزان

    فهرست:

    ندارد.
     

    منبع:

    ندارد.

  • ثبت سفارش
    عنوان محصول
    قیمت