تحقیق مقاله اهمیت شاهنامه فردوسی

  • Code: # 20792

  • تعداد صفحات: 15
  • فرمت فایل: Word
  • سال: مشخص نشده
  • مقطع: مشخص نشده
  • دسته بندی: ادبیات فارسی
قیمت: ۱۰,۰۰۰ تومان
۱۲,۰۰۰ تومان
دانلود فایل
  • خلاصه
  • فهرست
  • خلاصه تحقیق مقاله اهمیت شاهنامه فردوسی

    دکتر جلال خالقی مطلق

    همه‏ی ما هنگامی که از اهمیت شاهنامه سخن به میان می‎آید، در این نظر اتفاق داریم که شاهنامه یکی از مفاخر ملی ماست، ولی بنده مطمئن هستم که اگر از صد نفر نابرگزیده بپرسید که: «چرا شاهنامه یکی از مفاخر ملی ماست؟» بیش از نود نفر آن‌ها اهمیت ملی شاهنامه را در تبلیغ میهن پرستی و شرح پیروزیهای ایرانیان بر دشمنان آن‌ها می‎دانند که تازه در همین جا هم اغلب فراموش می‎گردد که شاهنامه سرگذشت شکستهای ایرانیان هم هست و اصطلاحی که بر طعنه می‎گویند «شاهنامه آخرش خوش است»، از همین جا برخاسته است. به سخن دیگر وقتی ما از اهمیت ملی شاهنامه سخن می‎گوییم، غالباًَ تنها به اهمیتی که این کتاب برای ملیت ما دارد نظر داریم. ولی اهمیت ملی شاهنامه خیلی بیش از این است.

    برای شناخت همه‏ی جهات اهمیت شاهنامه باید بی‎اغراق دهها کتاب مستند و صدها مقاله‏ی تحقیقی نوشت و این کار هم وقتی ممکن است که بر پایه‏ی یک متن پالوده انجام گیرد؛ یعنی نخست باید تصحیح نسبتاً معتبری از این کتاب فراهم شود و متن کتاب از دستبردهای بیگانه و چندین هزار بیت الحاقی پاک گردد. در تحت این شرایط اگر من بنا به سابقه‏ی یک ربع قرن کار با شاهنامه، این گستاخی را به خود می‎دهم و در شرح برخی از اهمیتهای این کتاب، آن چه را که باید در هزار صفحه با ذکر شواهد فراوان گفت، در چند صفحه خلاصه می‎کنم،  به هیچ روی این ادعا را ندارم که حق مطلب را به خوبی ادا کرده و چیزی ناگفته نگذاشته باشم. بلکه مطالبی است در حد یک یادآوری.

    1. شاهنامه و میتولوژی

    میتولوژی یک اصطلاح یونانی است و «اساطیر» هم که ما در فارسی می‎گوییم، جمع عربی اسطوره و اسطوره معرب واژه یونانی Historia است. در یونانی Mythos به معنی افسانه‎های نخستین هر ملتی است درباره‏ی آفرینش جهان و برخوردهای نخستین انسان با طبیعت و نیروهای نیک و بد که درگیراگیر این برخورد خدایان و شهریاران و پهلوانان هر ملت ظهور می‎کنند. میتولوژی در یک جمله «تاریخ فرهنگ مادی و معنوی اولیه‏ی هر ملت» است.

    نخستین بخش شاهنامه و دست کم حدود پنج هزار بیت از این کتاب تاریخ میتولوژی ایران است. اهمیت شاهنامه در این بخش تنها در این نیست که عقیده‏ی ایرانی را درباره‏ی آفرینش جهان، چگونگی سرد شدن پوسته‏ی زمین و پیدایش گیاه و جانور، و کوشش انسان برای تهیه‏ی خانه و جامه و خوراک و اهلی کردن جانوران و غیره و غیره  شرح می‎دهد، که نظایر آن در میتولوژی برخی اقوام دیگر نیز هست، بلکه اهمیت اصلی آن در پاسخ این پرسش است که: «چرا مردمان، آن جهان بهشتین را که در آن سرما و گرما و گرسنگی و قحطی و جنگ و بیماری و زشتی و ناتوانی و پیری و مرگ نبود، از دست دادند؟» در میتولوژی ایرانی یک بلای آسمانی یا قهر طبیعت یا خشم یکی از خدایان بهانه‎گیر سبب از دست رفتن جهان خیر نیست، بلکه دلیل تباهی جهان خیر در این است که رهبر این مردمان یک روز به غلط می‎‏افتد که همه‏ی این نعمتها را او خود تنها، بدون پشتیبانی پروردگار و بدون دستیاری مردمان پدید آورده است و از اینجا گرفتار خودپرستی و منی می‎شود و از پس آن فره ایزدی از او جدا می‎گردد؛ یعنی پرودگار دست یاری خود را از پشت او برمی‏دارد، و سقوط می‎کند. ولی از سوی دیگر واکنش مردم نیز با این رهبر گمراه گشته از سر خرد – که در سراسر شاهنامه به عنوان بزرگترین داده ایزد ستایش شده است- نیست. بلکه رفتار مردمی است شتابزده و شورش طلب. و از این رو آن‌ها چوب گمراهی رهبر خود را نمی‎خورند، بلکه چوب نادانی خود را، به سخن دیگر، در میتولوژی ایرانی، مردمان را از آن جهان بهشتین نخستین به بهانه گندم خوردن نرانده‎اند، بلکه این مردم خود مسئول بلایی هستند که بر سرشان آمده است. و اکنون آنچه در میتولیوژی ایرانی جالب است، این است که پس  از جایگزین شدن دوزخ ضحاکی بر بهشت جمشیدی، دیگر اصلا سخن از آمدن سرما و گرما و گرسنگی و قحطی و بیماری و جنگ که زندگی مادی مردم را تهدید می‎کنند نیست، بلکه در درجه‏ی اول گله و شکایت از رخت بربستن معنویات است:

    نهان گشت کردار فرزانگان                                                  پراکنده شد کام دیوانگان

    هنر خوار شد، جادوی ارجمند                                             نهان راستی، آشکارا گزند

    شده بر بدی دست دیوان دراز                                             به نیکی نبودی سخن جز به راز

    و آن چه جالب‎تر است این که این وضعیت به نام یک مشیت الهی که باید پذیرفت و با آن ساخت تبلیغ نمی‎گردد. بلکه مردمی که خود موجب این وضع بودند، خود نیز باید اکنون برای رفع آن دامن همت ببندند. و این همان اندیشه‏ی مبارزه میان  نیک و بد در جهان بینی ایرانی است که از همان بخش میتولوژی شاهنامه آغاز می‏‎گردد و از آن پس چنان که گفته‎اند، مانند نوار سرخی در سراسر کتاب نمایان است:

    بیا تا جهان را به بد نسپریم                                    به کوشش همه دست نیکی بریم

    نباشد همی نیک و بد پایدار                                    همان به که نیکی بود یادگار

    آن چه میتولوژی ایرانی را به این صورت که در شاهنامه است. از میتولوژی ملل دیگر جدا می‎کند، این است که آن شرح ساده و گاه از دید امروزی ما خرافی افسانه‎های آفرینش و ماجراهای خدایان و شاهان و پهلوانان که موضوع میتولوژی است، در شاهنامه شدیداً با مسائل اخلاقی توأم است و شیوه‏ی بیان نیز به نقلی محض، بلکه بسیار جاها به صورت دیالوگ‎های دیالکتیک، گفت و شنودهای استدلالی، درآمده است دلیل آن این است که عصری که فردوسی در آن زندگی می‎کرد، دیگر زمان هومر نبود. فلسفه و علوم از یک سوی و دین جدید از سوی دیگر بنای بسیاری از اعتقادات کهن را در هم ریخته بودند و از این رو شاعر دانشمندی چون فردوسی دیگر نمی‎توانست به شیوه «گوسان» ها یا شاعران دورگرد باستان ساز خود را بردارد و از این کوچه به آن کوچه راه بیفتد و سرودخوانی کند. بلکه اگر می‎خواست دیگران سخن او را جدی تلقی کنند و در شمار اباطیل و یاوه سرایی نگیرند. ناچار بود که افسانه‎های خود را در یک بافت فلسفی. اخلاقی عرضه کند که حتی فیلسوف  پرمدعای زمانه‏ی خود او نیز متوجه گردد که در اینجا مسائل عمیق‎تری از آنچه درباره جوهر و عرض و هیولی و صورت می‎گوید، مطرح است. ولی همه این کوشش شاعر به جایی نمی‎رسید اگر خود او به آنچه می‎گفت، اعتقاد کامل نداشت و مانند حماسه سرایان پس از خود به مطالب ماخذ خود تنها به عنوان موضوع شعر می‎نگریست:

    تو این را دروغ و فسانه مدان                                   به یکسان. روشن، در زمانه‏‎مدان

    ازو هر چه اندر خورد با خرد                         دگر، بر ره رمز معنی برد

    و یا در آغاز داستان اکوان دیو می‎گوید:

    جهان پرشگفت است چون بنگری                           ندارد کسی آلت داوری...

    خردمند کین داستان بشنود                                   به دانش گراید، بدین نگرود

    ولیکن چون معنیش یادآوری شود رام و، کوته شود داوری و سپس در پایان همین داستان در توجیه «دیو» می‎گویند:

    تو مر دیو را مردم بدشناس                                     کسی کو ندارد زیزدان سپاس

    هر آن کو گذشت از ره مردمی                                 ز دیوان شمر، مشمرش  ز آدمی

    و پس از آنکه توجیهی هم از نام اکوان می‎کند، سپس می‎گویند:

    چه گویی تو ای خواجه سالخورد                             چشیده ز گیتی بسی گرم و سرد؟

    که داند که چندین نشیب و فراز                               به پیش آرد این روزگار دراز؟

    تک روزگار از درازی که هست                                  همی بگذراند سخنها و دست

    یعنی این روزگار پر از شگفتی، در پویش دراز خود کارها و حقایق را از دایره‏ی فهم و دانش ما بیرون می‎برد و لذا ما حق نداریم که این افسانه‎هایی که پدران ما سینه به سینه نقل کرده‎اند تا به ما رسیده، سراپا افسانه و دروغ بدانیم. فردوسی در سراسر شاهنامه به آن چه می‎گوید، اعتقاد را عیناً به خواننده القا می‎کند. به گمان این بنده در میان شاعران ایرانی سه تن هستند که سخنشان از صداقت خاصی برخوردار است: فردوسی، حافظ و پروین اعتصامی.

    2. شاهنامه و تاریخ

    در شاهنامه بخش ساسانیان را که با حدود 17 هزار بیت بیش از یک سوم حجم کتاب را تشکیل می‎دهد، معمولاً بخش تاریخی شاهنامه می‎نامند.

    با آن که این بخش نیز دارای مطالب افسانه‎ای بسیار هست، ولی باز از نظر مطالب تاریخی دارای اهمیت بسیاری است. درباره تاریخ ساسانیان ما دارای ماخذی به زبانهای یونانی و لاتینی و ارمنی و سریانی و پهلوی و عربی و فارسی هستیم، ولی مطالب شاهنامه حتا پس از کنار گذاشتن افسانه‎ها و شرح و بسط‎های شاعرانه آن باز از نظر مقدار بر مطالب آثار دیگر می‎چربد. گذشته از این در بخش به اصطلاح داستانی و نیمه تاریخی شاهنامه نیز مطالب تاریخی به خصوص درباره اشکانیان هست که شناخت کم و چون آن‏ها به خاطر کم اطلاعی ما از جزئیات تاریخ آن دوره دشوار است. به گمان من از مطالب شاهنامه از منوچهر تا دارا فقط مقدار ناچیزی تاریخ هخامنشی و روایات اوستایی و بیش از هشتاد درصد آن تاریخ و ادبیات پارتی است. اخبار بیش‌تر این پادشاهان به ویژه آنچه در پادشاهی کیخسرو آمده است، به هیچ روی نمی‎تواند با سرگذشت کی‎های اوستایی ارتباط داشته باشد و گویای این است که در روایات ملی، شاهان و تیولداران پارتی نسبت خود را به شاهان و پهلوانان اوستایی می‎رسانند یا می‎رساندند، سبب خلط تاریخ و ادبیات پارتی با روایات اوستایی شده است.

    3. شاهنامه و فرهنگ باستان

    اگر شما بخواهید درباره رسوم کشورداری و آیین‎های اداری و درباری در ایران پیش از اسلام تحقیق کنید، مانند اخذ مالیات، سکه زدن، نوشتن نامه‎های دولتی، فرستادن و پذیرفتن سفیر، تشکیلات سپاه، سلاحهای جنگی، رسم تاجگذاری، آیین باردادن و غیره و غیره. یا خواسته باشید درباره مراسم خانوادگی و اجتماعی تحقیق کنید، مانند زناشویی، نامگذاری روی کودک، آئین مهمانی و میزبانی، رامشگری  و میگساری، جامه و آرایش و بوی‎های خوش، برگزاری جشن‎های ملی چون نوروز و مهر‎گان، آذین بستن شهر، هدیه دادن و نثار کردن، سرگرمی‎ها و بازیها، چون شکار و اسب‏‎دوانی و چوگان و شطرنج و نرد، برخی روابط و مناسبات میان اعضای خانواده و افراد جامعه، اعتقادات اخلاقی و دینی مردم تا برسد به آیین سوگواری و تدفین. یا خواسته باشید درباره طبقات اجتماع و مشاغل گوناگون و وضع زنان تحقیق کنید یا خواسته باشید درباره برخی دانشها و فنون چون پزشکی  نجوم و موسیقی و شعر تحقیق کنید... در تحقیق همه این زمینه‎ها یکی از ماخذ مهم  شما و گاه تنها ماخذ شما شاهنامه فردوسی است.

    4.شاهنامه و ادبیات پهلوی

  • فهرست تحقیق مقاله اهمیت شاهنامه فردوسی

    فهرست:

    ندارد.
     

    منبع:

    ندارد.

تگ‌ها:

N/A

  • ثبت سفارش
    عنوان محصول
    قیمت