الف ) مقدمه . مجموعه زبان های ترکی که تبار مشترک دارند، امروزه شامل 21 گویش یازبان اند که هر کدام گونه های ادبی نیز دارند و حدود 000 ، 000 ، 120 تن به آنها سخن می گویند. اولین سند نوشتاری آنها (قرن دوم /هشتم ) از آنِ مردمانی است که در قرن ششم میلادی به نام ترک ظهور کردند و به دلایل تاریخی ، «ترکی » به مجموعه این زبانها اطلاق شد. شواهد زبان شناختی ، این فرضیه را که منشأ این اقوام و زبانها مناطق نزدیک به آسیای مرکزی است ، تأیید می کند.
گستردگی زبان های ترکی نشان دهنده اهمیت و سهم این اقوام در تحولات تاریخی بخشی از اوراسیای شرقی است . آنان از قرن ششم میلادی به بعد، بخش وسیعی از اوراسیا را تسخیر کردند (محدوده ای که مرزهای آن پیوسته در معرض تغییر بود) و از دوره های پیش از تاریخ ، با زبانهای متعددِ زنده و مرده اوراسیایی برخورد نمودند.
در بعضی مناطق ، مهاجرت ترکها به همگون سازی می انجامید؛ گاه فاتحان ترک ، زبان خود را به قوم مغلوب تحمیل می کردند و گاه خود مجذوب فرهنگ بومی آنان می شدند. به سبب این روند پیچیده ، تاریخچه زبانهای ترکی تلفیقی از پدیده های گوناگون روبنایی و زیربنایی ، و انتزاعی است .
کاربرد اصطلاح برای کل مجموعه زبانهای ترکی ، و اصطلاح برای زبان محدوده متصرفات حکومت عثمانی و کشور ترکیه ، رویدادی جدید است ( رجوع کنید بهاصطلاحات روسی و اصطلاحات فرانسوی ).
در توضیح اصطلاح های «تورک دیلی » (زبان ترکی ) و «تورک دیلْلَری » (زبانهای ترکی ) بین پژوهشگران ترکیه و کشورهای دیگر (از جمله واحدهای سیاسی ترک زبان کشورهای مشترک المنافع ) اختلاف نظر مهمی وجود دارد که ناشی از برداشتهای گوناگون از خویشاوندی تاریخی و امروزی این زبانهاست . امروزه بیشتر محققانِ ترک عقیده دارند که زبانهای ترکی ، گونه های محلی (لهجه های / شیوه های ) یک زبان اند. این دیدگاه که از جنبش ملی ترکها در روسیه قرن سیزدهم / نوزدهم سرچشمه گرفته ، با اثرپذیری از آرای زبان شناسان عرب پدید آمده است ، اما همه محققان در اینکه زبان های ترکی معاصر هرکدام گویش یا زبان مستقلی هستند با هم موافق اند.
منابع : آثار تحقیقی فراوانی که راجع به ترکها نوشته شده نشان دهنده گستردگی حوزه اقوام و زبانهای ترک و توجه جدّی محققان نسبت به آنان است . افزایش روزافزون انتشارات در کشورهای ترک زبان ، تشخیص جهات و موقعیت را در این مورد دشوارتر می سازد؛ بنابراین ، کتاب شناسی خلاصه ای که در اینجا عرضه می شود، اولویتها را در آثار مرجع و راهنماها مشخص ، و جستجوی اطلاعات بیشتر را آسان می سازد.
ب ) جایگاه تکوینی . زبانهای ترکی با توجه به منشأ تکوینشان ، از خانواده ای زبانی هستند که این خانواده به زبانهای مغولی و منچو تونگوزی بسیار "segaugnal ciatlAنزدیک است ( رجوع کنید به آلتاییان * ؛ بریتانیکا ، ذیل " " ). زبانهای ترکی هم از نظر ساختار زبان هم درciatlA؛ ایرانیکا ، ذیل " تعدادی از آواها و نظایر آن ، وجوه اشتراک فراوانی دارند و مسلماً منشأ آنها به ادوار دُور تاریخی باز می گردد.
بسیاری از پژوهشگران این شواهد را دلیلی بر پیوند تکوینی میان کلمات و اصطلاحات و تعبیرات ویژه این زبانها می دانند؛ بنابراین ، آنها را واحدهای یک خانواده زبانی مشترک یعنی آلتایی ، می دانند (رامشتت ، پوپه ، رازانن ، آلتو ، تکین ، و دیگران ). برخی محققان نیز این شواهد را وام گیری زبانی از زبان دیگر می دانند که حاصل مناسبات تاریخی اقوام است . این عده با نظریه مشهور به آلتایی مخالف اند (نمت ، لیگتی ، بنزینگ ، کلاوسن ، شچربک ، دورفر ، و دیگران ).
هرچند نظریه خانواده زبان های آلتایی در قرن دوازدهم / هجدهم ظهور کرد (پوپه ، ص 125126)، اما چون رامشتت ، از تمام جنبه های ممکن برای وجود پیوند تکوینی این زبانها، تلفیق جامعی عرضه کرده است ، وی را بنیانگذار این نظریه می شناسند ( رجوع کنید بهآلتو، ص 161 به بعد).
انتشار نظر رامشتت پس از مرگ او، در مباحثات تند اما پرباری که در باره اعتبار نظریه آلتایی درگرفته بود، فصل جدیدی گشود. به رغم تداوم بحثها بسیاری از جزئیات زبانی و تاریخی آن روشن گشته و به موازات آن ، حوزه های جدیدی در تحقیقات به وجود آمده است (کلاوسن ، 1956، ص 181 به بعد؛ همو، 1962؛ دورفر، 1963، ص 5 به بعد؛ همو، 1966، ص 81 به بعد).
کسانی که خویشاوندی زبان های آلتایی یا حتی اورال آلتایی را می پذیرند، امروزه ، زبانهای کره ای و ژاپنی را نیز که پیش از این به عنوان حلقه های فرضی در این شبکه مطرح بودند ( رجوع کنید بهپوپه ، ص 149 به بعد؛ آلتو، ص 175 به بعد؛ میلر ، 1979، ص 1 به بعد؛ استریت ، ص 101 به بعد؛ منگس ، ص 234 به بعد) جزئی از این مجموعه به شمار می آورند.
پیروان مکتب نوستراتیک که محور آن بازسازی تحول زبان های اولیه ای است که در گذشته های دور در اوراسیا وجود داشت یگانگی زبانهای آلتایی را از جنبه تکوینی ، نکته مهمی در نظریه خود می دانند.
مخالفان نظریه آلتایی ، تطابق های کهن بین ترکی ، مغولی و منچو تونگوزی را حاصل وام گیری هایی می دانند که بویژه در مورد زبانهای ترکی ، به بازسازی برخی ویژگیهای ساختاری در دوره ای تاریخی که پیش از نخستین آثار مکتوب زبانی بوده است ، کمک می کند.
با وجود تضاد دیدگاه در مورد موضوع اصلی ، در برخی جزئیات این بحث که به دوران پیش از تاریخ اقوام آلتایی نیز مربوط می شود میان آرا و تفاسیر، توافق وجود دارد (دورفر، 1981 ب ، ص 93 به بعد؛ همو، 1984، ص 37 38).
در مرحله جدید بررسی نظریه آلتایی ، ضرورت بهره گیری دقیق از دیدگاههای سنّتی و معیارهای زبان شناسی تاریخی و تطبیقی آشکار شده است ( رجوع کنید به همو، 19721973، ص 50 به بعد؛ همو، 19811984، ص 35 به بعد؛ همو، 1981 الف ، ص 39 به بعد). بهره گیری از شیوه ها و تجربه هایی که عمدتاً نتیجه مطالعات هندواروپایی است ، غالباً به علت نبودن منابع در باره ادوار اولیه زبانهای آلتایی ، به بن بست می رسد (بخصوص در مورد زبانهای مغولی و منچو تونگوزی که محافظه کارتر از زبانهای ترکی اند).
معلوم شده است که بسیاری از جنبه های خاص تحول این زبان ها به توضیحی مفصّلتر از اصطلاح «رابطه ابتداییِ شبه خویشاوندی » (اصطلاحی که نِمِت در ص 63 به کار برده ) نیاز دارد؛ جنبه هایی که به موقعیت جغرافیایی و تاریخی زیستگاه اصلی این زبانها و مهاجرتهای بعدی (مانند جابجاییهای کند
یا سریع و اختلاط اقوام در یک جا، دو زبانه یا چند زبانه بودن ، مبادله زبان ، عناصر لایه های اجتماعی و عوامل دیگر) بستگی دارد.
مسلماً عوامل یاد شده ، در شرایط ایجاد مشابهتها و پراکندگی جغرافیایی آنها تأثیر عمیقی داشته است . این مشابهتها دامنه شواهد زبانی موجود را کاملاً تغییر داده است . این قراین تاریخی ، در مقایسه با زبانهای هندواروپایی ، کاملاً متفاوت و نیازمند رهیافتی خاص و منظم برای توضیح این واقعیات است .
ج ) ویژگیهای ساختاری . زبان های ترکی از نظر آوایی ، مصوتهای بسیار دارند و صامتهای آنها نسبتاً اندک است ، خوشه های همخوان نیز در آنها وجود ندارد. نظام های آوایی زبانهای منفرد، با اندک موارد استثنایی ، همسانیهای فراوانی دارند.
به علت نبودن تحقیقات میدانی در زمینه تطبیقی ، آرای بحث برانگیز بسیاری در باره عناصر زِبَر زنجیری (تکیه و نواخت ) وجود دارد. عموماً بر آن اند که در بیشتر زبانهای ترکی ، تکیه روی هجای اول است (پوپه ، ص 180). نواخت موسیقایی مستقل از تکیه است و روی آخرین هجا قرار می گیرد (همانجا؛ بازن ، ص 11) و از طرف دیگر، بسته به معنای پسوندهای خاص ، می تواند جابجا شود (همانجا؛ گابن ، ص 10).
قانون هماهنگی مصوتها ، که هماهنگی صامتها را نیز در پی دارد، یکی از ویژه ترین مشخصه های زبان ترکی است . این قاعده صرفی (که از دیدگاه آوایی ، همگونی همه جانبه ای به همراه دارد) اساساً بر سه مختصه متقابل مصوتها (پسین و پیشین ؛ گِرد و گسترده ؛ باز و بسته ) استوار است ، قواعد دقیق بعدی که توالی مصوتها را تعیین می کند، در ساختار کلمه بیان شده است . هماهنگی ، منحصر به تکواژهای پایه نیست ، بلکه تا تکواژهای وابسته (پسوندها) نیز بسط می یابد و گونه های آوایی بیشتری پدید می آورد.