تحقیق مقاله زندگینامه شهید باکری

قیمت: ۵,۰۰۰ تومان
۷,۰۰۰ تومان
دانلود فایل
  • خلاصه
  • فهرست
  • خلاصه تحقیق مقاله زندگینامه شهید باکری

     

    شهید مهدی باکری
     
    تولد و کودکی‎ ‎‏
    به سال 1333 ه.ش در شهرستان میاندوآب در یک خانواده مذهبی و باایمان ‏متولد شد. در دوران کودکی، مادرش را – که بانویی باایمان بود – از دست داد. ‏تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در ارومیه به پایان رسانید و در دوره دبیرستان ‏‏(همزمان با شهادت برادرش علی باکری به دست دژخیمان ساواک) وارد ‏جریانات سیاسی شد. ‏
     
    فعالیت های سیاسی – مذهبی
    پس از اخذ دیپلم با وجود آنکه از شهادت برادرش بسیار متاثر و متالم بود، به ‏دانشگاه راه یافت و در رشته مهندسی مکانیک مشغول تحصیل شد. از ابتدای ‏ورود به دانشگاه تبریز یکی از افراد مبارز این دانشگاه بود. او برادرش حمید ‏را نیز به همراه خود به این شهر آورد.
    شهید باکری در طول فعالیتهای سیاسی خود (طبق اسناد محرمانه بدست آمده) ‏از طرف سازمان امنیت آذربایجان شرقی (ساواک) تحت کنترل و مراقبت بود. 
    پس از مدتی حمید را برای برقراری ارتباط با سایر مبارزان، به خارج از کشور ‏فرستاد تا در ارسال سلاح گرم برای مبارزین داخل کشور فعال شود. 
    شهید مهدی باکری در دوره سربازی با تبعیت از اعلامیه حضرت امام ‏خمینی(ره) – در حالی که در تهران افسر وظیفه بود – از پادگان فرار و به ‏صورت مخفیانه زندگی کرد و فعالیتهای گوناگونی را در جهت پیروزی انقلاب ‏اسلامی نیز انجام داد.
    پس از پیروزی انقلاب اسلامی
    بعد از پیروزی انقلاب و به دنبال تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به ‏عضویت این نهاد در آمد و در سازماندهی و استحکام سپاه ارومیه نقش فعالی را ‏ایفا کرد. پس از آن بنا به ضرورت، دادستان دادگاه انقلاب ارومیه شد. همزمان ‏با خدمت در سپاه، به مدت 9 ماه با عنوان شهردار ارومیه نیز خدمات ارزنده‌ای ‏را از خود به یادگار گذاشت. 
    ازدواج شهید مهدی باکری مصادف با شروع جنگ تحمیلی بود. مهریه همسرش ‏اسلحه کلت او بود. دو روز بعد از عقد به جبهه رفت و پس از دو ماه به شهر ‏برگشت و بنا به مصالح منطقه، با مسئولیت جهاد سازندگی استان، خدمات ‏ارزنده‌ای برای مردم انجام داد. 
    شهید باکری در مدت مسئولیتش به عنوان فرمانده عملیات سپاه ارومیه ‏تلاشهای گسترده‌ای را در برقراری امنیت و پاکسازی منطقه از لوث وجود ‏وابستگاه و مزدوران شرق و غرب انجام داد و به‌رغم فعالیتهای شبانه‌روزی در ‏مسئولیتهای مختلف، پس از شروع جنگ تحمیلی، تکلیف خویش را در جهاد با ‏کفار بعثی و متجاوزین به میهن اسلامی دید و راهی جبهه‌ها شد.‏
     

     

     

     
    نقش شهید در دفاع مقدس
    شهید باکری با استعداد و دلسوزی فراوان خود توانست در عملیات فتح‌المبین با ‏عنوان معاون تیپ نجف اشرف در کسب پیروزیها موثر باشد. در این عملیات ‏یکی از گردانها در محاصره قرار گرفته بود، که ایشان به همراه تعدادی نیرو، با ‏شجاعت و تدبیر بی‌نظیر آنان را از محاصره بیرون آورد. در همین عملیات در ‏منطقه رقابیه از ناحیه چشم مجروح شد و به فاصله کمتر از یک ماه در عملیات ‏بیت‌المقدس (با همان عنوان) شرکت کرد و شاهد پیروزی لشکریان اسلام بر ‏متجاوزین بعثی بود. 
    در مرحله دوم عملیات بیت‌المقدس از ناحیه کمر زخمی شد و با وجود ‏جراحتهایی که داشت در مرحله سوم عملیات، به قرارگاه فرماندهی رفت تا ‏برادران بسیجی را از پشت بی‌سیم هدایت کند. 
    در عملیات رمضان با سمت فرماندهی تیپ عاشورا به نبرد بی‌امان در داخل خاک ‏عراق پرداخت و این بار نیز مجروح شد، اما با هر نوبت مجروحیت، وی ‏مصممتر از پیش در جبهه‌ها حضور می‌یافت و بدون احساس خستگی برای ‏تجهیز، سازماندهی،‌ هدایت نیروها و طراحی عملیات، شبانه‌روز تلاش می‌کرد. 
    در عملیات مسلم بن عقیل با فرماندهی او بر لشکر عاشورا و ایثار رزمندگان ‏سلحشور، بخش عظیمی از خاک گلگون ایران اسلامی و چند منطقه استراتژیک ‏آزاد شد. 
    شهید باکری در عملیات والفجرمقدماتی و والفجر یک، دو، سه و چهار با عنوان ‏فرمانده لشکر عاشورا، به همراه بسیجیان غیور و فداکار، در انجام تکلیف و ‏نبرد با متجاوزین، آمادگی و ایثار همه‌جانبه‌ای را از خود نشان داد. 
    در عملیات خیبر زمانی که برادرش حمید، به درجه رفیع شهات نایل آمد، با ‏وجود علاقه خاصی که به او داشت، بدون ابراز اندوه با خانواده‌اش تماس گرفت ‏و چنین گفت: شهادت حمید یکی از الطاف الهی است که شامل حال خانواده ما ‏شده است. و در نامه‌ای خطاب به خانواده‌اش نوشت: 
    من به وصیت و آرزوی حمید که باز کردن راه کربلا می‌باشد همچنان در جبهه‌ها ‏می‌مانم و به خواست و راه شهید ادامه می‌دهم تا اسلام پیروز شود. 
    تلاش فراوان در میادین نبرد و شرایط حساس جبهه‌ها، را از حضور در تشییع ‏پیکر پاک برادر و همرزمش که سالها در کنار بود بازداشت. برادری که در ‏روزهای سراسر خطر قبل از انقلاب، در مبارزات سیاسی و در جبهه‌ها، پا به ‏پای مهدی، جانفشانی کرد. 
    نقش شهید باکری و لشکر عاشورا در حماسه قهرمانانه خیبر و تصرف جزایر ‏مجنون و مقاومتی که آنان در دفاع پاتکهای توانفرسای دشمن از خود نشان ‏دادند بر کسی پوشیده نیست. 
    در مرحله آماده‌سازی مقدمات عملیات بدر، اگرچه روزها به کندی می‌گذشت اما ‏مهدی با جدیت، همه نیروها را برای نبردی مردانه و عارفانه تهییج و ترغیب ‏کرد و چونان مرشدی کامل و عارفی واصل، آنچه را که مجاهدان راه خدا و ‏دلباختگان شهادت باید بدانند و در مرحله نبرد بکار بندند، با نیروهایش درمیان ‏گذاشت. ‏
     
    ویژگیهای اخلاقی
    شهید باکری، پاسدار نمونه، فرماندهی فداکار و ایثارگر، خدمتگزاری صادق، ‏صمیمی، مخلص و عاشق حضرت امام خمینی(ره) و انقلاب اسلامی بود. با تمام ‏وجود خود را پیرو خط امام می‌دانست و سعی می‌کرد زندگی‌اش را براساس ‏رهنمودها و فرمایشات آن بزرگوار تنظیم نماید، با دقت به سخنان حضرت ‏امام(ره) گوش می‌داد، آنها را می‌نوشت و در معرض دید خود قرار می‌داد و ‏آنقدر به این امر حساسیت داشت که به خانواده‌اش سفارش کرده بود که ‏سخنرانی آن حضرت را ضبط کنند و اگر موفق نشدند، متن صحبت را از طریق ‏روزنامه بدست آورند. 
    او معتقد بود سخنان امام الهام گرفته از آیات الهی است،‌باید جلو چشمان ما ‏باشد تا همیشه آنها را ببینیم و از یاد نبریم. 
    شهید باکری از انسانهای وارسته و خودساخته‌ای بود که با فراهم بودن ‏زمینه‌های مساعد، به مظاهر مادی دنیا و لذایذ آن پشت پا زده بود. 
    زندگی ساده و بی‌ریای او زبانزد همه آشنایان بود. با تواناییهایی که داشت ‏می‌توانست مرفه‌ترین زندگی را داشته باشد؛ اما همواره مثل یک بسیجی زندگی ‏می‌کرد. از امکاناتی که حق طبیعی‌اش نیز بود چشم می‌پوشید. تواضع و ‏فروتنی‌اش باعث می‌شد که اغلب او را نشناسند. او محبوب دلها بود. همه ‏دوستش می‌داشتند و از دل و جان گوش به فرمان او بودند. او نیز بسیجیان را ‏دوست داشت و به آنها عشق می‌ورزید. می‌گفت: 
    وقتی با بسیجیها راه می‌روم، حال و هوای دیگری پیدا می‌کنم، هرگاه خسته ‏می‌شوم پیش بسیجیها می‌روم تا از آنها روحیه بگیرم و خستگی‌ام برطرف شود. 
    همه ما در برابر جان این بسیجی‌ها مسئولیم، برای حفظ جان آنها اگر متحمل یک ‏میلیون تومان هزینه – برای ساختن یک سنگر که حافظ جان آنها باشد – بشویم، ‏یک موی بسیجی،‌ صد برابرش ارزش دارد. 
    با دشمنان اسلام و انقلاب چون دژی پولادین و تسخیرناپذیر بود و با دوستان ‏خدا، سیمایی جذاب و مهربان داشت. 
    با وجود اندوه دائمش، همیشه خندان می‌نمود و بشاش. انسانی بود همیشه آماده ‏به خدمت و پرتوان. 
    حجت‌الاسلام والمسلمین شهید محلاتی در مورد شهید باکری اظهار می‌دارند: 
    وی نمونه و مظهر غضب خدا در برابر دشمنان خدا و اسلام بود. خشم و ‏خروشش فقط و فقط برای دشمنان بود و به عنوان فرمانده و باتقوا، الگوی ‏رافت و محبت در برخورد با زیردستان بود. 
    همسر شهید باکری در مورد اخلاق او در خانه می‌گوید: 
    باوجود همه خستگی‌ها، بی‌خوابی‌ها و دویدن‌ها، همیشه با حالتی شاد بدون ابراز ‏خستگی به خانه وارد می‌شد و اگر مقدور بود در کارهای خانه به من کمک می ‏کرد؛ لباس می‌شست، ظرف می‌شست و خودش کارهای خودش را انجام می‌داد. 
    اگر از مسلئله‌ای عصبانی و ناراحت بودم، با صبر و حوصله سعی می‌کرد با ‏خونسردی و با دلایل مکتبی مرا قانع کند. 

     

  • فهرست تحقیق مقاله زندگینامه شهید باکری

    فهرست:

    ندارد.
     

    منبع:

    ندارد.

تگ‌ها:

N/A

  • ثبت سفارش
    عنوان محصول
    قیمت