تحقیق مقاله درمورد عبودیت

  • Code: # 9211

  • تعداد صفحات: 26
  • فرمت فایل: word
  • سال: مشخص نشده
  • مقطع: مشخص نشده
  • دسته بندی: معارف اسلامی و الهیات
قیمت: ۱۴,۰۰۰ تومان
۱۸,۰۰۰ تومان
دانلود فایل
  • خلاصه
  • فهرست
  • خلاصه تحقیق مقاله درمورد عبودیت

    عبودیت

    چکیده

    عبودیت کمال کمالات است و همه کمالات انسانی در این جهت است که آدمی به عبودیت حق و اصل شود و در مدارج و مراتب آن بالا رود . هیچ کمالی مانند عبودیت آدمی را به مقامی که شایسته آن است نمی رساند و آنچه به آدمی ، هویت انسانی می دهد ، گام زدن در مسیر عبودیت الهی و ربوبی شدن در پرتو فروغ بندگی است . عبادت حقیقت انسان را ظاهر می سازد و روح را پاک و کسب سعادت می کند و اطاعت خداوند در جاودانگی انسان بسیار موثر است . عبودیت بستر کسب همه ی کمالات است . عبادت واقعی عبادتی است که صرفا به نیت تقرب به خدا و توجه به حضور او صورت می گیرد .

    مقدمه ی تئوری در مورد عبودیت

    مفهوم و جایگاه عبودیت

    عبودیت کمال کمالات است و همه ی کمالات انسانی در این جهت است که آدمی به عبودیت حق و اصل شود و در مدارج و مراتب آن بالا رود .

    “ عبودیت ”  تسلیم حق بودن و گردن نهادن به خواست الهی است ، یعنی “ عبد ”  جز رضای حق نخواهد و در برابر او در ذلِت  و اطاعت مطلق باشد که اصل عبودیت ، خضوع و تذلِل است . از همین رو عرب به شتر رام و مطیع “  ‏‎‏‍‎بَعِیرٌ مُعَبًّدٌ ”  و به راهی که اثر کوبیده شدن و کثرت رفت و آمد هموار باشد “ طَرِیقٌ مُعَبَّدٌ ” گوید . “  عبادت ”  اطاعت توأم با خضوع و کرنش و فروتنی است و “ تَعَبُّد ” به معنای تنسِک است . “ عَبَدَهُ ”  یعنی او را پرستید و “ عَبَدَِبِهِ  ” یعنی ملازم او شد و از وی فاصله نگرفت و “ عَبْد ” مملوک است ، برده است ، آزاد نیست . بنابراین عبد در برابر مولا ، وجودی برای خویش قائل نیست ، ملازم مولاست و از وی فاصله نمی گیرد ، آزادی و استقلال را از خود سلب می کند و در برابر مولای خویش هیچ گونه خلاف و تعدِی نمی کند ، مطیع اوست و به اراده و خواست او عمل می کند .

    چنین کمالی آدمی را با حقیقت خویش آشنا و همراه می کند ، و هر چه انسان در منازل و مراتب عبودیت حق بالاتر رود ، به حقیقت انسانی خود نزدیکتر می شود و اسما و صفات حق را بیشتر در خود جلوه می دهد .

    هیچ کمالی مانند عبودیت آدمی را به مقامی که شایسته ی آن است نمی رساند ، زیرا انسان به میزانی که عبدٍ خدای متعال بشود ، استعدادهایش در جهت کمال مطلق شکوفا می شود ، و این مقام والاترین مقامات انسانی است .

    عبودیت : اصلی ترین دعوت انبیا

    تا زمانی که بت پروری و بت پرستی وجود دارد ، تا زمانی که آدمی اسیر کرنش در برابر غیر خدا و پرستش امور موهوم است ، بستر عبودیت الله و کمال حاصل از آن برای انسان فراهم نمی شود . از این روست که پیام آوران الهی بیش از هر چیز بر نفی بت پروری و بت پرستی تأکید کرده اند و تلاش نموده اند مردمان را از بندگی غیر خدا و پیروی شیطان آزاد نمایند و به بندگی حقیقی برسانند که در چنین بستری

    استعدادهای کمالی آدمی در جهت حق شکوفا می شود ، چنانکه در مصباح الشریعه از امام صادق ( ع ) وارد شده است :

    ” العُبُودِیَّ‍ه ُ جَوْهَرَه ٌ کُنْهُهَا الرُّبُوبِیهُ . ”

    بندگی خدا گوهر گرانبهایی است که باطن آن آزادی و ربوبیت است .

    انسان به میزانی که عبد می شود و به مقام بندگی دست می یابد ، ربّ می گردد ، و دعوت انبیا ، دعوت به ربوبیت است از طریق عبودیت . انسان تا ازطریق عبودیت به ربوبیت نرسد واجد کمالی حقیقی نمی شود ، زیرا در غیر این صورت خودش نیست ، موجودی مجازی است .

    “ ربوبیت ” به معنای مالک شدن ، صاحب بودن ، دارا بودن ، مدِبر بودن ، سرپرست و متصدی بودن است ، و انسان در سایه ی عبودیت الله مالک خود و قوای خویش و واجد کمالات انسانی می شود ، صاحب جمال و جلال می شود ، و زیبایی و خوبی و نیکویی در او جلوه می نماید . دعوت پیام آوران الهی به عبودیت ، راهی است به سوی ربوبیت و اتصاف آدمی به کمالاتی که لایق آن است .

    دعوت پیامبران و مصلحان الهی ، دعوت به خود نیست ، دعوت به عبودیت حق است و فراخوانی به ربوبیت . عبودیت هموار شدن راه است برای ربوبیت ، و بی گمان نمی توان به سوی ربانی شدن و الهی شدن و متِصف به صفات جمال و جلال حق شدن گام برداشت ، جز در سایه ی عبودیت حق و شکستن بتهای عینی و ذهنی . تا زمانی که بت  پروری و بت پرستی هست ، خداپرستی در محاق است .

    حضرت ابراهیم ، بت شکن بزرگ تاریخ ، خطاب به قوم خویش ، بلکه به همه ی اقوام ، در طول تاریخ هشداری بزرگ داده است :

    قَالَ أَتَعْبُدُونَ مَا تَنْحِتُونَ .

    ]  ابراهیم  [  گفت : آیا آنچه را می تراشید ، می پرستید ؟

    تا بت پروری ها و بت پرستی ها هست ، راه هموار نیست ، و اگر انسان از راه عبودیت به سوی ربوبیت گام بر ندارد ، گرد خویش می گردد و اسیر بت پروری و بت پرستی می شود و از خس و خاشاکی هم بی ارزش تر می گردد .

    آنچه به آدمی ، هویت انسانی می دهد ، گام زدن در مسیر عبودیت الهی و ربوبی شدن در پرتو فروغ بندگی است ، زیرا هویت اصلی و رنگ حقیقی آدمی ، رنگ بندگی و جلوه ی ربوبی آن است . و عبادت ، حقیقت انسان را ظاهر می سازد و رنگ فطرت را در آدمی جلوه می دهد و بستر ربوبیت را فراهم می نماید ، و اگر در این جهت تلاش نشود ، ظلمت آدمی افزون می شود و از ظلمت نیز ظلم بر می خیزد : ظلم فردی ، اجتماعی ، خانوادگی ، سیاسی و اقتصادی . در حالی که اگر عبادت ، واجد روح عبودیت باشد ، ظلمت زدا و جلوه دهنده ی رنگ حقیقت انسان است .

    عبودیت بستر کسب همه ی کمالات

    عبودیت حقیقی ، یعنی عبودیتی که انسان را در ظاهر و باطن در مقام بندگی حق راه می برد ، بستر کسب همه ی کمالات انسانی است و پیامبر اکرم ( ص ) نیز به سبب عبودیت خویش به مقام رسالت نایل شد .

     

    از تقدِم مقام عبودیت بر رسالت روشن می گردد که قدم عبودیت بستر همه ی کمالات و مقدِمه همه مقامات سالکین است ، و رسالت شعبه ی عبودیت است .

    راه انسانیت ، عبودیت الله است و آدمی به میزانی که به کمال بندگی متصف می شود ، از پیروی غیر حق دور می گردد و اطاعت حق در اعضا و جوارح و قلب و وجودش جاری می گردد .

    عبادت رنگ حقیقی آدمی را ظاهر می سازد و زمینه ی دستیابی انسان به کمال لایقش را فراهم می نماید . البته عبادت منحصر به صورتی خاص نیست ، بلکه هر عملی که درآدمی زمینه عبودیت فراهم سازد و موجب تقرب و نزدیکی به درگاه حق شود و بندگی خدا را به بار بنشاند ، نوعی عبادت است : تعلیم و تعلِم ، کسب و کار ، شادی و نشاط ، ورزش و تفریح و … هر چیز به شرط آنکه در این مسیر باشد و ناخالصی های آدمی را بزداید و راه بندگی را هموار سازد .  انسانی که ظاهر و باطنش ، و گفتار و کردارش یکی باشد ، می تواند امانت را حمل نماید و حق امانت را به جا آورد . انسان به فطریتش متعِهد پیمانی است و این پیمان امانتی است بر دوش آدمی و هر که این عهد و پیمان را پاس دارد و حق آن را ادا نماید ، عبادت را خالص به جای آورده است ، و آن عهد و پیمان این است که آدمی جز خدای سبحان را نپرستد و بندگیِ جز او نکند و در برابر غیر حق سر خم ننماید .

    راه سعادت آدمی در عبودیت الله است و هر که ظاهر و باطن ، و گفتار و کردار خود را یکی نماید ، این توفیق را می یابد که عبادت را خالص به جای آرد و راه عبودیت

    حق را بر خود هموار سازد .

    بالاترین مرتبه ی عبادت ، عبادت کسانی است که خدای سبحان را از سر شکرگزاری عبادت نمایند . اظهار نعمت وجود این است که آدمی جز خدا را بندگی ننماید که این مقتضای کمال انسانی است . اقتضای وجود انسان این است که به حقیقت وجودی خود ، یعنی بندگی پشت نکند و فقط خدای سبحان را بپرستد و در این پرستش جز او را ملاحظه نکند که ملاک حقیقت عبادت این است .

    عبادتی بستر عبودیت و جلوه یافتن ربوبیت را در آدمی مهیا می کند که بنای آن بر اخلاص باشد و از سر فهم و بصیرت صورت پذیرد . در واقع فهم عمیق و بصیرت و معرفت ، آدمی را به عبادت و بندگی می خواند و هر چه انسان در مراتب معرفت بالاتر رود ، لیاقتش برای عبودیت بیشتر می شود .

    معرفت حقیقی که نتیجه ی تفکِر حقیقی یعنی سلوک معنوی و گذشتن از کثرات و شهود حق در تمام موجودات است ، خود والاترین مرتبه ی عبادت است که امیر مؤمنان علی ( ع ) فرموده است :

     “ التَّفَکُّرُ فِی مَلَکُوتِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأََرْضِِ عِبَادَه ُ الْمُخْلَصِینَ .”

    تفِکر در ملکوت آسمانها و زمین عبادت مخلصین است .

    تفکر حقیقی که با گذشتن از ظواهر و کثرات و رسوخ به باطن امور و پی بردن به فقر ذاتی و عدم ماهوی موجودات در قبال حق میسِر می شود ، عبادتی است که آدمی را به بالاترین مراتبی که شایسته ی آن است سیر می دهد .

    این تفکر حقیقی و سلوک معنوی ، دیدن عالم و آدم را با توجه به اصل و مبدأ حقیقی آنها میسر می سازد .

    اگر آدمی به دریافتی درست از زندگی و بندگی دست یابد ، بنای زندگی را بر بندگی و فرمانبرداری حق می گذارد و چنان عمل می کند که همه چیزش صورتی از بندگی و فرمانبرداری حق داشته باشد ، کار و تلاش ، خورد و خوراک ،‌ شادی و تفریح ، سیاست و مدیریت ،‌ و همه چیز ، و این گونه است که عمر تضییع نمی شود و تباه نمی گردد . امیر مؤمنان علی ( ع ) به چنین وضعی در زندگی و گذران عمر دعوت کرده و فرموده است :

    “ اِحْفِظْ عُمْرَکَ مِنَ التَّضْیِیعِ لَهُ فِی غَیْرِ الْعِبَادَه ِ وَ الطَّاعَاتِ .  ”

    عمر خود را از ضایع کردن آن در غیر عبادت و طاعت نگاه دار .

    هر چه در جهت حق باشد ، جلوه ای از حق می یابد و می ماند و آنچه در جهت حق نباشد ، تباه می گردد .

    هر چه صورتی از خود خواهی و خود مداری داشته باشد ، آدمی را و عمل آدمی را تباه می سازد و هر چه صورتی از عبادت و اطاعت حق داشته باشد انسان را به عبودیت حق و اصل می کند و جلوه گر ربوبیت در آدمی می شود .

    البته گام نهادن در راه هدایت و سیر در مسیر عبودیت جز با خواست خود انسان و میل و اختیار آدمی و شوق و نشاط او در این مسیر فراهم نمی شود . این راه راهی نیست که از سر اجبار یا اضطرار برای انسان مهیا شود و از این روست که در

    دینداری و بندگی هیچ گونه تحمیلی راه ندارد و انسان باید این  راه را خود انتخاب نماید و با قدم خویش طی کند و اگر جز این باشد بعثت و دعوت ، و تبلیغ و ارشاد ، و نوید و تهدید ،‌ و پاداش و کیفر باطل خواهد بود . اعتقاد به قسمت و اینکه سرنوشت آدمی از پیش برایش معین شده و بر پیشانی اش نوشته شده و تقدیر کسی چنین است و تقدیر دیگری چنان ، خلاف این منطق و از بیخ و بن باطل است ، چنانکه امیر مومنان علی ( ع ) فرموده است .

  • فهرست تحقیق مقاله درمورد عبودیت

    فهرست:

    ندارد.
     

    منبع:

    منبع ( 1 ) : نام کتاب : طایر فرخ پی ( کمالات انسانی در نهج البلاغه )

    مولف : مصطفی دلشاد تهرانی – صفحات 197-181

    منبع ( 2 ) : کتاب مبانی اخلاق اسلامی – مولف : مجید رشید پور – صفحات 186- 185

    منبع ( 3) : کتاب به سوی خود سازی – مولف استاد محمد تقی مصباح یزدی – صفحات 187-186 و 184-183 و 103-102

    منبع ( 4 ) : کتاب فلسفه ی آفرینش انسان و سعادت واقعی او – مولف : راغب اصفهانی – ترجمه و نگارش : استاد زین العابدین قربانی – صفحات 173-171

    منبع ( 5 ) : کتاب عرفان نظری – تحقیقی در سیر تکاملی و اصول و مسائل تصوف – مولف : دکتر سید یحیی ثیربی – صفحه ی 51

    منبع ( 6 ) : کتاب راه کمال – مولف : دکتر بهرام الهی – صفحات 186-183 و 189-187

    منبع ( 7 ) : کتاب زنده ی عشق – مولف : استاد محمود شهابی – صفحات 16-14 و 88-87   . 

  • ثبت سفارش
    عنوان محصول
    قیمت